|
عشق من ::: نگین و مهدی :::
دو قدم بیش نیست این همه راه،راه نزدیک شد سخن کوتاه :::صبر،آرامش،تلاش:::
|
|
||
|
تو را دوست دارم دوست دار تو مهدی هر چند از اين دوري و چشمان قشنگت گله داريم
تا لحظهء خوبي كه بيايي، من و دل حوصله داريم
گفتي من و تو، قسمت يك پنجره باشيم قبول است
هر چند به اندازهء پرواز و قفس، فاصله داريم
يادت نرفته است عزيزم، كه اگر درد سري هست
از خندهء آن روز، از آن كوچه، از آن يك بله داريم
ديگر همه را گردن اين قسمت و تـقدير نينداز
تـقدير كدام است؟ ببين، ما خود مسئله داريم
عيب از خودمان نيست؟ كه تا پاي قراري به ميان است
هي صحبت كمبود زمان مي شود و مشغله داريم
![]() احساس قشنگي ست كنار تو نشستن
يا منتظر قول و قرار تو نشستن در بركهً شفاف غزل پاك شدن ها روشن تر از آيينه كنار تو نشستن لب هاي ترك خوردهً آفت زدهً من بر خندهً شيرين انار تو نشستن زنبور صفت شيرهً لبهات مكيدن در دامن گل هاي بهار تو نشستن باران شدن و همنفس ساز و دهلها در باغ دل ايل و تبار تو نشستن زيباست سر و سينهً برفي تو هر فصل بر كاسهً چوبي سه تار تو نشستن در گرمترين روز زمينيم و سرابي ست در سايهً روياي چنار تو نشستن در گردن من زلف تو پيچيد و ...رهايي است منصور شدن ، بر سر دار تو نشستن شاید در فاصله ای که امروز از من داری تو را بهتر ببینم،
حجم تو برای دیدن از فاصله نزدیک بسیار بزرگ بود. حالا میتوانم هر روز به مرور دیده هایم بنشینم و ترا اندک اندک باز افرینم . ترا که در حال عبوری تا همیشه تا هروقت که من نگاه می کنم
ماهی همیشه تشنه ام
تو را در صبح گلشن ها ، «« خدای خود بنامیدم . »» دلم براي کسي تنگ است
دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ است دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد دلم براي کسي تنگ است که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند دلم براي کسي تنگ است که تنم اغوشش را مي طلبد دلم براي کسي تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد دلم براي کسي تنگ است که سرم شانه هايش را آرزو دارد دلم براي کسي تنگ است که گوشهايم شندين صدايش را حسرت مي کشد دلم براي کسي تنگ است که چشمانم ، چشمانش را مي طلبد دلم براي کسي تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست دلم براي کسي تنگ است که اشکهايم را ديده دلم براي کسي تنگ است که تنهاييم را چشيده دلم براي کسي تنگ است که سرنوشتش همانند من است دلم براي کسي تنگ است که دلش همانند دل من است دلم براي کسي تنگ است که تنهاييش تنهايي من است دلم براي کسي تنگ است که مرهم زخمهاي کهنه است دلم براي کسي تنگ است که محرم اصرار است دلم براي کسي تنگ است که راهنمايي زندگيست دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند دلم براي کسي تنگ است که نگین نام اوست دلم براي کسي تنگ است که دوستيش بدون (( تا )) است دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ دل تنگيهايم است دلم براي کسي تنگ است که نگین نام اوست عزیزترینم انشاالله می رسم شعر یعنی با افق یک دل شدن ای شب از رویای تو رنگین شده شعر از : فروغ فرخزاد تو مکه عشقي و من عاشق رو به قبلَتم به مژگان سيه کردي هزاران رخنه در دينم
بگو که گل نفرستد کسی به خانه من
امشب تولّد عشق و همدم منه , اونی که بدون اون دنیا برام معنی نداره ... . کسی که با هر نفسش به من زندگی رو هدیه میده اونی که خیلی مهربونه و عزیز دلمه ... مهدي خوبم خیلی دوست داشتم روز تولّدت می دیدمت و از نزدیک بهت تبریک می گفتم.. ولی می دونم که تو ازهمون جا هم خوشحالی منو می فهمی؛ هم خوشحالیم رو هم ناراحتیم رو... عزیزم خیلی خیلی دوستت دارم . مهدي من تولدت مبارك
دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی
دوستت دارم چون تنها ترین مصراع شعرمنی
دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی
دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی
دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی من در این دهکده عشق تو را می خوانم*
با تو بودن، همیشه پر معناست
بی تو روحم گرفته و تنهاست با تو یک کاسه آب، یک دریاست بی تو دردم، به وسعت یک صحراست با تو بودن همیشه پر معناست با تو آسان هزار کار خطیر با تو ممکن، جهاد بی تقدیر بی تو، باغم، برهنه، همچون کویر با تو یک غنچه، دشتی از گلهاست با تو بودن همیشه پر معناست بی تو، من، کوچک و حقیرتینم.... برای سخن گفتن تلاش نکن...
لبهایت ؛ خود سخن می گویند با من ...
تو ؛ خود ؛ حدیث مفصل بخوان ازین مجمل !
دوست داشتن گران است اما به بهاي قدم هاي هميشه بهارت
نمي دانم...نمي دانم كدامين سحر با نسيم بهاريش پيغام آمدن تو را خواهد داد
نمي دانم...اما اين را مي دانم كه روزي خواهي آمد
با دستاني پر و لبخندي از جنس بلور
نمي دانم...
اما اين رامي دانم كه روزي خواهي آمد
تو تنهايي
ومن صد بار تنهاتر
تو ميداني كه من جز با توبا هر كس كه باشم...باز تنهاييم
تو ميداني كه اين بغض فرو خورده
به جز بر شانه هاي استوارت
جاي ديگر وا نخواهد شد
و ميداني كه من يك عمر چشمانم به در بودست....
دلم امروز ميخواهد
كه اين را هم بداني كه......
دگرتاب توانم نيست
ببين سردي زمستان دستانم را خجل كرده
وحتي اشك هم ديگر...
تسلي بخش غمها نيست
بيا كه ديگر از دست خيالت هم گريزانم
بيا كه سخت تنهاييم
زندگي مثل نم نم بارون تو يه هواي پاك تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست
حاجت به بيان نيست که از روي تو پيدا ست
من تشنه ي يک لحظه تماشاي تو هستم افسوس که يک لحظه تماشاي تو رويا ست
بوسه یعنی وصل شیرین دو لب بوسه آتش میزند بر جسم و جان خدا کند تو بیایی و صبح سر بزند
که بی ستاره ترین شب شب جدایی توست بیا که دیدن رویت بهشت موعود است بهشت آیتی از جلوه خدایی توست عاشقم من اگه هنوز می خوونم واسه خاطر دل توست
برای چشم خاموشت بمیرم فـــــریدون مشیری عشق بلندتر از آن است که تو چیستی که من اینگونه بی تو بی تابم
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم تو کیستی که من از موج هر تبسم تو به سان قایق سرگشته روی گردابم تو در کدام سحر همره کدام نسیم تو بر کدام چمن بر کدام اسب سفید من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه چه کرد با دل من آن نگاه شیرین آه مدام پیش نگاهی مدام پیش نگاه کدام نشات دویدست از تو در تن من که ذره های وجودم تو را که می بینند به رقص در می آیند و سرود می خوانند چه آرزوی محالی است زیستن با تو مرا همین بگذارند یک سخن با تو به من بگو مرا از دهان شیر بگیر به من بگو برو و در دهان شیر بمیر بگو برو جگر کوه قاف را بشکاف ستاره را از آسمان بیار به زیر تو را به هر چه تو گویی به دوستی سوگند هر آنچه می خواهی از من بخواه صبر نخواه که صبر راه درازی به مرگ پیوسته است تو آرزوی بلند و دست من کوتاه تو دوردست امیدی و پای من خسته همه وجود تو مهر است و جان من محروم چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته
منبع: شوهرجان با من بمان
تا سايه هاي تنهايي را از نگاهمان بزداييم تا سوژه هاي جدايي را در پناه عشق از قصه هاي زندگي بيرون كشيم با من بمان تا زنجير طلايي آرزوهارا در گردن لحظه ها بياويزيم وصادقانه از دل و گل سخن بگوييم يا من بمان تا شكوفايي گلهاي بهاري را تماشاگر باشيم تا گياه تنهايي را گره بزنيم حتي تنهايي يك گل تنها را باور نكنيم تا بر گلبانگ عشق شنواتر باشيم با من بمان...با من بمان............... تا صفاي رود را تعبير كنيم تا بي كرانه هاي درياي اميد جاري باشيم
من ديگه خسته شدم بس كه چشمام بارو نيه
تقدیم به عشقم چون می دونی رضا صادقی رو خیلی دوست داره برایت چه بنویسم از مهری که در رودخانه قلبم جاریست یا از طوفان سهمگینی که در دلم غوغایی به پا کرده و از اوراقی که سطر به سطر نام تو و عشق تو را درخود جای داده "ای مهربانترین" دفترم صد برگ دارد و من هر صفحه را با نام توو یاد توپر کرده ام و سر انجام به زیباترین نکته هستی رسیده ام من در این دهکده عشق تو را می خوانم*
من گنه کردم تو بخشایش بکن
گل های زیبا تقدیم همه عاشقان در خم پس کوچه های زندگی آرزو گم کرده تنها می روم در شیار روشن تاریک شب لنگ لنگان سوی فردا می روم می روم شاید که در دشت شفق بینم آن رنگین پر خورشید را می روم شاید به بام کهکشان بینم آن تک اختر امید را بسته ام بار سفر از شهر خود می روم آشفته تا شهر دگر گشته ام بیگانه با هر آشنا می روم شاید شوم بیگانه تر
قسم به گریه ابر و به ناله بلبل
که بی حضور گلی کس ندیده لبخندم
در میکده مست از می نابم کردند
سرمست ز جرعه شرابم کردند
ای دوست به چشم های مست تو قسم
جامی دوسه دادند و خرابم کردند
بجان دوست که باخبر شدم از دوست
نشسته بیخبر از جهان وهرچه دراوست
هر کس به آرزوئی و مایل بجانبی است
من غیردوست هیچ نخواهم بجان دوست
جانا به جز از عشق تو دیگر هوسم نیست
سوگند خورم من که بجای تو کسم نیست
خشم و کین، جور و ستم، لطف و عطا، مهر و وفا
به خدا گر ز تو باشد همه نیکوست مرا
چه خوش آهنگ است قدوم سبزش و چه فرحبخش است نسيم روحنوازش.بالاخره آمد و سرماي سياه را نابود كرد.دامان سبز طبيعت مثل هر سال زيرانداز سفره هفت سين ميشود و سين سلامتي و روز نو را مهمان خانه ها ميكند امسال هم با تمام خاطرات خوب و بدش گذشت همه خاطرات من با مهديم خوب بوده.شايد خاطراتي بوده كه توي اون لحظه برامون ناخوشايند بوده ولي همه اونا باعث شد ما بهتر همديگرو بشناسيم و در سازنده بودن رابطه كمك زيادي كرده.به قول مهديم اينا نمك رابطه هستش مهدي جونم سال نو مبارك اميدوارم سال خوبي داشته باشي عزيزم هرچه قدر كه ميگذره داريم به سرنوشت نزديكتر ميشيم دعا كن كه تقدير اون چيزي رو كه ما ميخوايم برامون رقم زده باشه دوست دارم تا آخر دنيا
دلم پیشته... گل من می دونی؟ بگو تا ابد پیش من می مونی
تو را دوست دارم با دل و جونم تا دنیا دنیاست با تو می مونم
وقتی چشماتو روبروم می بینم وقتی عزیزم پیش تو می شینم
همیشه پنهون میخوامت از جون عشقت از قلبم نمی ره بیرون
نازنینم با تو بودن واسه من خواب و رویاست
بیا پیشم تو نباشی این دل من خیلی تنهاست
آرزومه با تو باشم تا ببینی دل چه حالی می شه
وقتي كه بوي بارون ميپيچه تو خيابون
دلم ميخواد بمونم مي دونم نميتونم وقتي صداي چيك چيك ميپيچه تو آلاچيق دلم ميخواد بموني مي دونم نميتوني وقتي مي شينه رو خاك يه قطره از آسمون عطرش ميپيچه آروم به زير چطر ناودون وقتي يه قطره بارون يواش يواش و لرزون مي شينه روي پلكام به زير طاق ايوون دلم ميگه ميتونم اگه بخوام بمونم
چتري باشم براي گريه اين آسمون امشب تو اين خيابون
نگاه كن به آسمون
توو قطره بارون ببين چشاي گريون يه دل پر از هياهو صداي كمي لرزون ازت ميخواد بموني ميدونم كه ميتوني
........ مطالب قدیمیتر >>
|
درباره وبلاگ
![]() با سلام خدمت همه عزیزان این سایت در بر گیردنده احساسات و نوشته ها ما ( نگین ، مهدی) می باشد .امید وارم برای شما عزیزان مفید باشد ضمنا استفاده از کلیه عکس ها و نوشته های این وبلاگ برای عاشقان مجاز و آزاد است. به امید روزی که هیچ پرنده عاشقی تنها نباشد. برای استفاده کامل از مطالب سایت از آرشیو موضوعی استفاده کنید آرشيو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
||