تبليغاتX
عشق من ::: نگین و مهدی :::
عشق من ::: نگین و مهدی :::
دو قدم بیش نیست این همه راه،راه نزدیک شد سخن کوتاه :::صبر،آرامش،تلاش:::
 
یکشنبه چهارم شهریور 1386 :: 10:36 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

تو را دوست دارم
و وقتی تو نیستی غمگینم
و به آسمان آبی بالای سرت
و اخترانی که تو را میبینند رشک میبرم
تو را دوست دارم
وآنچه میکنی درنظرم بی همتا جلوه می کند
و بارها در تنهایی از خود پرسیده ام
چرا آنهائیکه که دوستشان دارم بیشتر شبیه تو هستند
تو را دوست دارم
اما هنگامی که نیستی از هر صدایی بیزارم
حتی اگرصدای آنانی باشد که دوستشان دارم
زیرا صدای آنها طنین آهنگین صدایت را در گوشم می شکند
می دانم که دوستت دارم
اما افسوس که دیگران دل ساده ام را کمتر باور می کنند
و چه بسا به هنگام گذر می بینم به من میخندند
زیرا آشکارا می نگرند نگاهم به دنبال توست

دوست دار تو مهدی



یکشنبه چهارم شهریور 1386 :: 10:26 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
هر چند از اين دوري و چشمان قشنگت گله داريم
 
تا لحظهء خوبي كه بيايي، من و دل حوصله داريم
 
گفتي من و تو، قسمت يك پنجره باشيم قبول است
 
هر چند به اندازهء پرواز و قفس، فاصله داريم
 
يادت نرفته است عزيزم، كه اگر درد سري هست
 
از خندهء آن روز، از آن كوچه، از آن يك بله داريم
 
ديگر همه را گردن اين قسمت و تـقدير نينداز
 
تـقدير كدام است؟ ببين، ما خود مسئله داريم
 
عيب از خودمان نيست؟ كه تا پاي قراري به ميان است
 
هي صحبت كمبود زمان مي شود و مشغله داريم
 
 


چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 :: 22:25 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 :: 22:19 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 
احساس قشنگي ست كنار تو نشستن
يا منتظر قول و قرار تو نشستن

در بركهً شفاف غزل پاك شدن ها
روشن تر از آيينه كنار تو نشستن

لب هاي ترك خوردهً آفت زدهً من
بر خندهً شيرين انار تو نشستن

زنبور صفت شيرهً لبهات مكيدن
در دامن گل هاي بهار تو نشستن

باران شدن و همنفس ساز و دهلها
در باغ دل ايل و تبار تو نشستن

زيباست سر و سينهً برفي تو هر فصل
بر كاسهً چوبي سه تار تو نشستن

در گرمترين روز زمينيم و سرابي ست
در سايهً روياي چنار تو نشستن

در گردن من زلف تو پيچيد و ...رهايي است
منصور شدن ، بر سر دار تو نشستن


پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 :: 9:55 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 :: 17:1 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 :: 16:37 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 :: 16:34 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



شنبه بیست و ششم خرداد 1386 :: 17:32 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



شنبه بیست و ششم خرداد 1386 :: 17:22 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
شاید در فاصله ای که امروز از من داری تو را بهتر ببینم،
حجم تو برای دیدن از فاصله نزدیک بسیار بزرگ بود.
حالا میتوانم هر روز به مرور دیده هایم بنشینم
و ترا اندک اندک باز افرینم .
ترا که در حال عبوری تا همیشه
تا هروقت که من نگاه می کنم


ماهی همیشه تشنه ام
ای زلال تابناک !
یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی
ماهی تو جان سپرده روی خاک!





شنبه بیست و ششم خرداد 1386 :: 17:16 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 :: 12:53 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 



سه شنبه هشتم خرداد 1386 :: 21:14 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

تو را در صبح گلشن ها ،
به هنگام عبادت ها ،
به وقت هدیه دادن ها ،
به هنگام نجابت ها ،
به وقت نور باران ها ،
به هنگام شهادت ها ،
به وقت حمد کردن ها ،
به هنگام سعادت ها ،
به وقت خنده کردن ها ،
به هنگام حکایت ها ،
به وقت ناز کردن ها ،
به هنگام حلاوت ها ،
به وقت لرزه ی تن ها ،
به هنگام شکایت ها ،
به وقت یاد کردن ها ،
به هنگام طبابت ها ،
به وقت سر سپردن ها ،
به هنگام ملامت ها ،
به وقت سجده کردن ها ،
به هنگام تلاوت ها ،
به وقت گوش دادن ها ،
به هنگام روایت ها ،
به جان و دل خریدم من ،
تو را خواندم و بوییدم ،
تو را در دل پرستیدم ،
تو را ای برتر از نیکی ،

«« خدای خود بنامیدم . »»



سه شنبه هشتم خرداد 1386 :: 21:12 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
دلم براي کسي تنگ است

دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ است

دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد

دلم براي کسي تنگ است که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند

دلم براي کسي تنگ است که تنم اغوشش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که سرم شانه هايش را آرزو دارد

دلم براي کسي تنگ است که گوشهايم شندين صدايش را حسرت مي کشد

دلم براي کسي تنگ است که چشمانم ، چشمانش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست

دلم براي کسي تنگ است که اشکهايم را ديده

دلم براي کسي تنگ است که تنهاييم را چشيده

دلم براي کسي تنگ است که سرنوشتش همانند من است

دلم براي کسي تنگ است که دلش همانند دل من است

دلم براي کسي تنگ است که تنهاييش تنهايي من است

دلم براي کسي تنگ است که مرهم زخمهاي کهنه است

دلم براي کسي تنگ است که محرم اصرار است

دلم براي کسي تنگ است که راهنمايي زندگيست

دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند

دلم براي کسي تنگ است که نگین نام اوست

دلم براي کسي تنگ است که دوستيش بدون (( تا )) است

دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ دل تنگيهايم است

دلم براي کسي تنگ است که نگین نام اوست




سه شنبه هشتم خرداد 1386 :: 21:7 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

عزیزترینم
این سوی زندگی من و تو هستیم و آن سوی دیگر سر نوشت !

این سو دستها در دست هم است و آن سو عاقبت این عشق !

به راستی آخر این داستان چگونه است ؟ تلخ یا شیرین ؟

سهم من و تو جدایی است یا برابر است با تولد زندگی مان ؟

چه زیباست لحظه ای که من به

سهم خویش رسیده باشم و تو نیز به ارزوی خود !

چه زیباست لحظه ای که سر نوشت

با دسته گلی سرخ به استقبال ما خواهد آمد!

چه تلخ است لحظه جدایی ما و چه غم انگیز است لحظه خداحافظی ما !

این سوی زندگی ما در تب و تاب یک دیدار می باشیم ....

و آن سوی زندگی یک علامت سوال در آخر قصه من و تو دیده می شود !

آیا ما به هم میرسیم یا نمیرسیم ؟

سرانجام این داستان به کجا ختم خواهد شد ؟

دعا کنین بهش برسم

انشاالله می رسم



سه شنبه هشتم خرداد 1386 :: 21:4 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

شعر یعنی با افق یک دل شدن
یا لباسی از شقایق دختن
شعر یعنی با وجود خستگی
بر سر پروانه دل سوختن
شعر یعنی سری از اسرار عشق
شعر یعنی یک ستاره داشتن
شعر یعنی یک نگاه خسته را
از کویر گونه ای برداشتن
شعر یعنی داستانی نا تمام
شعر یعنی جاده ای بی انتها
شعر یعنی گفتن از احساس موج
در کنار حسرت پروانه ها
شعر یعنی آه سرخ لاله ها
شعر یعنی حرف پنهان در نگاه
شعر یعنی ترجمان یک نفس
عمق سایه روشن دشت پگاه
شعر یعنی یک زلال بی دریغ
شعر یعنی راز قلب یک صدف
شعر یعنی درد دلهای نسیم
حرفی از تنهایی سبز علف
شعر یعنی تاب خوردن روی موج
در کنار برکه ساحل ساختن
شعر یعنی هدیه اس از آسمان
بهر یاسی بی نوا انداختن
شعر یعنی فصلی از سال نگاه
شعر یعنی عاشقانه زیستن
شعر یعنی پولکی از عشق را
روی دامان کویری ریختن
شعر یعنی حس یک پرواز محض
در میان آسمان پیدا شدن
شعر یعنی در حصار زندگی
غرث در گلواژه رویا شدن
شعر یعنی قصه یک آرزو
شعر یعنی ابتدای یک غروب
شعر یعنی تکه ای از آسمان
شعر یعنی وصف یک انسان خوب
شعر یعنی قلعه ای از جنس عشق
کم کنم از واژه و حرف و سخن
شعر یعنی حرف قلبی سرخ و پک
نه عبوری ساده چون اشعار من



چهارشنبه دوم خرداد 1386 :: 11:14 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تو هم سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش
همچو بارانی كه شوید جسم خاك
هستی ام ز آلودگی ها کرده پاک
ای طپش های تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من
ای مرا با شور شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجرم شعرم به آتش سوختی
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
بیش از اینت گر كه در خود داشتم
هر كسی را تو نمی انگاشتم

شعر از : فروغ فرخزاد



چهارشنبه دوم خرداد 1386 :: 11:11 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

تو مکه عشقي و من عاشق رو به قبلَتم
من اولين قربوني عيداي فطر کعبَتم
مي ميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم

هر چي بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتش زدم، سوزوندم
به عشق ديدن گل روي تو اينجا موندم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
بين تموم عاشقات، نذر منو ادا کني
يه کاسه گندم مي ريزم تا کفترارو سير کنم
واست مي ميرم انقدر تا دلتو اسير کنم
به پات مي شينم شب و روز، تا با تو عمرو پير کنم

به مژگان سيه کردي هزاران رخنه در دينم
بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم

بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني

 



چهارشنبه دوم خرداد 1386 :: 11:8 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

بگو که گل نفرستد کسی به خانه من
که عطر یاد تو پر کرده آشیانه من
تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی
بجای ماه تو پرتو فشان به خانه من
به شوق روی تو من زنده ام خدا داند
برای زیستن اینک تویی بهانه من



چهارشنبه دوم خرداد 1386 :: 11:4 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



چهارشنبه دوم خرداد 1386 :: 11:2 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



چهارشنبه دوم خرداد 1386 :: 10:59 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



چهارشنبه دوم خرداد 1386 :: 10:58 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 :: 0:8 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 :: 23:59 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 :: 23:56 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.


سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 :: 23:55 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 :: 1:4 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

امشب تولّد عشق و همدم منه ,

اونی که بدون اون دنیا برام معنی نداره ... .

 کسی که با هر نفسش به من زندگی رو هدیه میده اونی که خیلی مهربونه و عزیز دلمه ...

مهدي خوبم خیلی دوست داشتم روز تولّدت می دیدمت و از نزدیک بهت تبریک می گفتم..

ولی می دونم که تو ازهمون جا هم خوشحالی منو می فهمی؛

هم خوشحالیم رو هم ناراحتیم رو...

عزیزم خیلی خیلی دوستت دارم . 
 

مهدي من تولدت مبارك

 



سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 :: 1:2 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 :: 23:39 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.


چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 :: 23:11 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی

 

دوستت دارم چون تنها ترین مصراع شعرمنی

 

 دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

 

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

 

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی



چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 :: 22:52 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 :: 22:48 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 :: 22:17 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

من در این دهکده عشق تو را می خوانم*
*وز پس آیینه ها نام تو را می بینم*
*در دلم عشق تو را می کارم*
*در سرم بوی تو را می فهمم*
*در نگاهم خم ابروی تو را می نگرم*
*در گلویم بغض تو را می شکنم*
*من در این دهکده عشق تو را می خوانم ...*

 



چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 :: 22:13 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 :: 22:0 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
با تو بودن، همیشه پر معناست

بی تو روحم گرفته و تنهاست

با تو یک کاسه آب، یک دریاست

بی تو دردم، به وسعت یک صحراست

                       با تو بودن همیشه پر معناست 

با تو آسان هزار کار خطیر

با تو ممکن، جهاد بی تقدیر

بی تو، باغم، برهنه، همچون کویر

با تو یک غنچه، دشتی از گلهاست

                       با تو بودن همیشه پر معناست
ای تو، تعریف ناپذیرترین

بی تو، من، کوچک و حقیرتینم....



چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 :: 21:52 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 :: 12:14 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
برای سخن گفتن تلاش نکن...
 
لبهایت ؛ خود سخن می گویند با من ...
 
تو ؛ خود ؛ حدیث مفصل بخوان ازین مجمل !
 
 


جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 :: 21:9 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
دوست داشتن گران است اما به بهاي قدم هاي هميشه بهارت نمي دانم...نمي دانم كدامين سحر با نسيم بهاريش پيغام آمدن تو را خواهد داد نمي دانم...اما اين را مي دانم كه روزي خواهي آمد با دستاني پر و لبخندي از جنس بلور نمي دانم... اما اين رامي دانم كه روزي خواهي آمد

جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 :: 21:8 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
تو تنهايي ومن صد بار تنهاتر تو ميداني كه من جز با توبا هر كس كه باشم...باز تنهاييم تو ميداني كه اين بغض فرو خورده به جز بر شانه هاي استوارت جاي ديگر وا نخواهد شد و ميداني كه من يك عمر چشمانم به در بودست.... دلم امروز ميخواهد كه اين را هم بداني كه...... دگرتاب توانم نيست ببين سردي زمستان دستانم را خجل كرده وحتي اشك هم ديگر... تسلي بخش غمها نيست بيا كه ديگر از دست خيالت هم گريزانم بيا كه سخت تنهاييم

شنبه هشتم اردیبهشت 1386 :: 23:15 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

زندگي مثل نم نم بارون تو يه هواي پاك

مثل يه نگاه پر از رمز ورازه

زندگي مثل شبنم به روي برگه

مثل راستي تو نگاه

زندگي مثل عشق لطیف و نازه

مثل يه اتاق پر از كتابه

زندگي مثل يه نوشته بر روي ديواره

مثل تولد كودك پر نشاط

زندگي مثل انار تو لحاف

مثل يه گلدون پر احساس

زندگي مثل يه سايه درازه

مثل يه طاقچه در انتظاره

زندگي مثل يه سكوت پر از سوال

مثل يه واگن تو راه؟



شنبه هشتم اردیبهشت 1386 :: 23:13 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيبا ست
حاجت به بيان نيست که از روي تو پيدا ست

من تشنه ي يک لحظه تماشاي تو هستم
افسوس که يک لحظه تماشاي تو رويا ست


پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 :: 23:59 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب

بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از دیوانگی لذت ز شب
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
سادگی طعم شیرینی به رنگ

بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه‏ای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل کتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه آتش می‏زند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من با من بمان
شرم در دلدادگی بی‏معنی است
بوسه بر می‏دارد این شرم از میان

طعم شیرین عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه‏ای یک بوسه است
بهترین هدیه پس از یک انتظار
بشنوید از من فقط یک بوسه است

بوسه را تکرار می‏باید نمود
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه یعنی وصل جان‏ها از دو لب
بوسه یعنی پر زدن یعنی صعود



پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 :: 23:57 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
خدا کند تو بیایی و صبح سر بزند
که بی ستاره ترین شب شب جدایی توست
بیا که دیدن رویت بهشت موعود است
بهشت آیتی از جلوه خدایی توست

عاشقم
عاشق هر چه نام توست بر آن
و زخم های من همه از عشق هست از عشق ....



پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 :: 23:54 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

من اگه هنوز می خوونم واسه خاطر دل توست
شعر من صدای غم نیست هم صدای حسرت توست

عزیزم اگه خزونم واست از بهار میخوونم
تورو تنها نمی ذارم گرچه تنها جا می مونم

اگه تو شبای سردت با خودت تنها می شینی
من برات می خونم از عشق تا که فردا رو ببینی

اگه هم صدای اشکی واسه آرزوی برباد
من برات می خوونم ای گل نوبهارو نبر از یاد

همه دلخوشیم به اینه که تو یادت موندگارم
گرچه عمریه تو این دشت یه خزونه بی بهارم



پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 :: 23:52 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

برای چشم خاموشت بمیرم
کنار چشمه ی نوشت بمیرم
نمی خواهم در آغوشت بگیرم
که می خواهم در آغوشت بمیرم
 
                              

فـــــریدون مشیری



پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 :: 23:50 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

عشق بلندتر از آن است که
زیر کوتاهی نگاهی عتاب آور پامالش کنی

عشق حقیقتی تر از آن است که
پشت ابر حیاهای ناراستین پنهانش کنی

عشق یتیم تر از آن است که
 به دست رودخانه روزگار بسپاری



پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 :: 23:49 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
تو چیستی که من اینگونه بی تو بی تابم
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم

تو کیستی که من از موج هر تبسم تو
به سان قایق سرگشته روی گردابم

تو در کدام سحر همره کدام نسیم تو
بر کدام چمن بر کدام اسب سفید

من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه
چه کرد با دل من آن نگاه شیرین آه

مدام پیش نگاهی مدام پیش نگاه

کدام نشات دویدست از تو در تن من
که ذره های وجودم تو را که می بینند

به رقص در می آیند و سرود می خوانند

چه آرزوی محالی است زیستن با تو
مرا همین بگذارند یک سخن با تو

به من بگو مرا از دهان شیر بگیر
به من بگو برو و در دهان شیر بمیر

بگو برو جگر کوه قاف را بشکاف
 ستاره را از آسمان بیار به زیر

تو را به هر چه تو گویی به دوستی سوگند
 هر آنچه می خواهی از من بخواه صبر نخواه

که صبر راه درازی به مرگ پیوسته است

تو آرزوی بلند و دست من کوتاه
تو دوردست امیدی و پای من خسته

همه وجود تو مهر است و جان من محروم
چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته

 

منبع: شوهرجان



پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 :: 9:41 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 :: 9:40 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 :: 9:36 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 :: 23:58 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
با من بمان

تا سايه هاي تنهايي را

از نگاهمان بزداييم

تا سوژه هاي جدايي را

در پناه عشق

از قصه هاي زندگي بيرون كشيم

با من بمان تا زنجير طلايي آرزوهارا

در گردن لحظه ها بياويزيم

وصادقانه از دل و گل سخن بگوييم

يا من بمان

تا شكوفايي گلهاي بهاري را تماشاگر باشيم

تا گياه تنهايي را گره بزنيم

حتي تنهايي يك گل تنها را باور نكنيم

تا بر گلبانگ عشق شنواتر باشيم

با من بمان...با من بمان...............

تا صفاي رود را تعبير كنيم

تا بي كرانه هاي درياي اميد جاري باشيم


دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 :: 20:37 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 :: 20:23 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

من ديگه خسته شدم بس كه چشمام بارو نيه
پس دلم تا كي فضا ي غصه رو مهمو نيه
من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم
بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم

وقتي فايده اي نداره ، غصه خوردن واسه چي
واسه عشقاي تو خالي ، ساده مردن واسه چي
نمي خوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم
نمي خوام گناه بي عشقي بيفته گردنم

نمي خوام در به در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خا ليه پر افا ده شم
وايسا دنيا وايسا دنيا من مي خوام پياده شم

همه حرف خوب ميزنن اماكي خوبه اين وسط
بد و خو بش به شما ما كه رسيديم ته خط
قر بو نت برم خدا چقد ر غريبي رو زمين
آره دنيا ما نخو ا ستيم دلو با خودت نبين

نمي خوام در به در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم وخا ليه پر ا فاده شم
وايسا دنيا وايسا دنيا من مي خوام پياده شم

اين همه چر خيديو چر خوندي آخرش چي شد
اون بليط شانس دائم بگو قسمت كي شد

نمي خو ا م در به در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم وخا ليه پر ا فاده شم
وايسا دنيا وايسا دنيا من مي خوام پياده شم

 

تقدیم به عشقم چون می دونی رضا صادقی رو خیلی دوست داره




دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 :: 20:19 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

برایت چه بنویسم از مهری که در رودخانه قلبم جاریست یا از طوفان سهمگینی که در دلم غوغایی به پا کرده و از اوراقی که سطر به سطر نام تو و عشق تو را درخود جای داده "ای مهربانترین" دفترم صد برگ دارد و من هر صفحه را با نام توو یاد توپر کرده ام و سر انجام به زیباترین نکته هستی رسیده ام


بودن به یاد "تو"و به خاطر "تو"



سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 :: 18:36 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 :: 17:34 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 :: 0:36 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 :: 0:35 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 :: 0:11 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

من در این دهکده عشق تو را می خوانم*
*وز پس آیینه ها نام تو را می بینم*
*در دلم عشق تو را می کارم*
*در سرم بوی تو را می فهمم*
*در نگاهم خم ابروی تو را می نگرم*
*در گلویم بغض تو را می شکنم*
*من در این دهکده عشق تو را می خوانم ...*

 

من گنه کردم تو بخشایش بکن
من گرفتارم تو آزادم بکن
سر به سودای تو دارم
من خرابم تو آرامم بکن




جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 :: 23:0 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 :: 13:3 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



شنبه هجدهم فروردین 1386 :: 15:51 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



شنبه هجدهم فروردین 1386 :: 15:50 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



گل های زیبا تقدیم همه عاشقان



شنبه هجدهم فروردین 1386 :: 15:48 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



شنبه هجدهم فروردین 1386 :: 15:46 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



جمعه هفدهم فروردین 1386 :: 11:1 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 :: 13:37 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

در خم پس کوچه های زندگی           آرزو  گم کرده  تنها   می روم

در شیار روشن  تاریک  شب          لنگ لنگان سوی فردا می روم

می روم شاید که در دشت شفق        بینم  آن  رنگین  پر خورشید را

می روم شاید به بام کهکشان          بینم   آن   تک  اختر   امید   را

بسته ام بار سفر از شهر خود        می روم   آشفته  تا  شهر دگر

گشته ام بیگانه با هر آشنا            می روم  شاید  شوم   بیگانه تر

 



سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 :: 19:6 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

فكر نكني دوري و اينجا نيستي

قلب من اونجاس تو تنها نيستي

 



سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 :: 19:3 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 :: 17:46 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.


آسمان رنگ خدا گشت بيا پر بزنيم
باغ خورشيد پراز چلچله ها گشت بيا سر بزنيم
فصل مهمان شدن پنجره ها يادت هست
پشت در جاي غريبيست بيا در بزنيم
يک نفر باز مرا در خود من مي خواند
پر پرواز نداريم که پرپر بزنيم
باز از مزرعه من بوي علف مي شنوم
جاي پروانه چه خاليست بيا پر بزنيم

 



سه شنبه هفتم فروردین 1386 :: 21:52 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

قلبم راتقديمت ميكنم تا بداني بي رياترينم

اشكي براي اندوهت مي ريزم تابداني پر احساس ترينم

شوق وصال حس غريبي است

برايت ترسيم ميكنم حس خوشبختي را تا بداني خوشبخت ترينم

موجي از عشق را برساحل وجودت ميفرستم

تا بداني عاشق ترينم وشعرم را تقديمت ميكنم

تا بداني كه من ساده ترينم



یکشنبه پنجم فروردین 1386 :: 19:55 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



شنبه چهارم فروردین 1386 :: 14:25 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



شنبه چهارم فروردین 1386 :: 14:21 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
قسم به گریه ابر و به ناله بلبل
که بی حضور گلی کس ندیده لبخندم
در میکده مست از می نابم کردند
سرمست ز جرعه شرابم کردند
ای دوست به چشم های مست تو قسم
جامی دوسه دادند و خرابم کردند
بجان دوست که باخبر شدم از دوست
نشسته بیخبر از جهان وهرچه دراوست
هر کس به آرزوئی و مایل بجانبی است
من غیردوست هیچ نخواهم بجان دوست
جانا به جز از عشق تو دیگر هوسم نیست
 سوگند خورم من که بجای تو کسم نیست
خشم و کین، جور و ستم، لطف و عطا، مهر و وفا
به خدا گر ز تو باشد همه نیکوست مرا


پنجشنبه دوم فروردین 1386 :: 18:9 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



چهارشنبه یکم فروردین 1386 :: 17:51 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 :: 13:19 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 :: 12:38 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 



سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 :: 12:31 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

چه خوش آهنگ است قدوم سبزش و چه فرحبخش است نسيم روحنوازش.بالاخره آمد و سرماي سياه را نابود كرد.دامان سبز طبيعت مثل هر سال زيرانداز سفره هفت سين ميشود و سين سلامتي و روز نو را مهمان خانه ها ميكند



سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 :: 12:30 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 :: 12:20 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 :: 12:1 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

امسال هم با تمام خاطرات خوب و بدش گذشت

همه خاطرات من با مهديم خوب بوده.شايد خاطراتي بوده كه توي اون لحظه برامون ناخوشايند بوده ولي همه اونا باعث شد ما بهتر همديگرو بشناسيم و در سازنده بودن رابطه كمك زيادي كرده.به قول مهديم اينا نمك رابطه هستش

مهدي جونم سال نو مبارك  اميدوارم سال خوبي داشته باشي

عزيزم هرچه قدر كه ميگذره داريم به سرنوشت نزديكتر ميشيم دعا كن كه تقدير اون چيزي رو كه ما ميخوايم برامون رقم زده باشه

دوست دارم تا آخر دنيا

 



سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 :: 10:44 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 



سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 :: 10:42 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

 



دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 :: 20:53 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

 




دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 :: 20:51 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

دلم پیشته... گل من می دونی؟ بگو تا ابد پیش من می مونی
 
تو را دوست دارم با دل و جونم تا دنیا دنیاست با تو می مونم
 
وقتی چشماتو روبروم می بینم وقتی عزیزم پیش تو می شینم
 
همیشه پنهون میخوامت از جون عشقت از قلبم نمی ره بیرون
 
نازنینم با تو بودن واسه من خواب و رویاست
 
بیا پیشم تو نباشی این دل من خیلی تنهاست
 
آرزومه با تو باشم تا ببینی دل چه حالی می شه
 



دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 :: 19:1 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

 


 



یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 :: 8:54 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
وقتي كه بوي بارون ميپيچه تو خيابون
دلم ميخواد بمونم مي دونم نميتونم
وقتي صداي چيك چيك ميپيچه تو آلاچيق
دلم ميخواد بموني مي دونم نميتوني
وقتي مي شينه رو خاك يه قطره از آسمون
عطرش ميپيچه آروم به زير چطر ناودون
وقتي يه قطره بارون يواش يواش و لرزون
مي شينه روي پلكام به زير طاق ايوون
دلم ميگه ميتونم اگه بخوام بمونم
چتري باشم براي گريه اين آسمون
امشب تو اين خيابون نگاه كن به آسمون
توو قطره بارون ببين چشاي گريون
يه دل پر از هياهو صداي كمي لرزون
ازت ميخواد بموني ميدونم كه ميتوني
 
 

 

 



یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 :: 8:53 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

 


 



   ........   مطالب قدیمی‌تر >>
 
درباره وبلاگ

با سلام خدمت همه عزیزان
این سایت در بر گیردنده احساسات و نوشته ها ما ( نگین ، مهدی) می باشد .امید وارم برای شما عزیزان مفید باشد ضمنا استفاده از کلیه عکس ها و نوشته های این وبلاگ برای عاشقان مجاز و آزاد است.
به امید روزی که هیچ پرنده عاشقی تنها نباشد.
برای استفاده کامل از مطالب سایت از آرشیو موضوعی استفاده کنید



منبع کد اهنگ گرگان نت

بهترین ها در گرگان نت