|
عشق من ::: نگین و مهدی :::
دو قدم بیش نیست این همه راه،راه نزدیک شد سخن کوتاه :::صبر،آرامش،تلاش:::
|
|
||
|
مهدی من روزت مبارک آرزو میکنم که خدایی که این عشق رو بهمون بخشید تو رو هم 100 سال واسه من نگه داره دوستت دارم ماهم
گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت آغوش گرم و آتشین تو هرکدام رشته عصر مرا به دست گرفت و طراوت و شیرینی به زندگیم بخشید قلب و روح و جان من با آرزوی تو زنده خواهد ماند هیچ کس نمی تواند بین من و تو جدایی افکند.
زیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی تو بود زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود زیباترین انتظار زندگیم حسرت دیدار تو بود زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود زیباترین هدیه عمرم محبت تو بود زیباترین تنهاییم گریه برای تو بود وزیباترین اعترافم عشق تو بود
گفتم خدایا دقایقی در زندگی من بود که هوس می کردم سر سنگین پر از دغدغه های دیروز و هراس فردا را بر شانه های مهربانت بگذارم و بگویم و بگریم در ان لحظه شانه هایت کجا بود؟ فرمود نه در ان لحظات دلتنگی بلکه در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی و من انی خود را از دریغ نکرده بودم ومن همچون عاشقی که به معشوق خود می نگرد با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم گفتم: پس چرا راضی شدی من برای ان همه دلتنگی اینگونه زار بگریم؟ فرمود اشک تنها قطره ایست که قبل از فرود عروج می کند اشک هایت به من رسید ومن یکی یکی بر زنگار های روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی اسمان که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود گفتم : اخر این چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم نهادی؟ فرمود بارها صدایت کردم ارام گفتم از این راه نرو که به نا کجا هم نمی رسی تو هرگز گوش نکردی ان سنگ بزرگ فریاد من بود . گفتم پس چرا ان همه درد در دلم انباشتی ؟ فرمود: روزیت دادم تا صدایم کنی چیزی نگفتی بارها گل برایت فرستادم کلامی نگفتی می خواستم برایم بگویی اخر تو بنده ی من بودی چاره ای نداشتم جز نزول درد که تنها این گونه شد که تو صدایم کردی گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟ فرمود :بار اول که گفتی خدا ان چنان به شوق امدم که حیفم امد بار دیگر خدا گفتنت را نشنوم تو باز گفتی خدا ومن مشتاق تر به شنیدن خدای گفتن تو من می دانستم که بعد از علاج درد دیگر بر خدا گفتن اصراری نمی کنی وگرنه همان بار اول شفایت می دادم گفتم مهربان ترین خدا دوستت دارم فرمود: عزیزتر از هرچه هست من دوست تر دارمت
خیلی چیزها هست که نمی بینم! خیلی چیزها هست که درست نمی فهمم! خیلی چیزها هست که حقیقتش با اونچه که درک می کنم ،فرق داره! گاهی پله هایی که می بینم چاله ست گاهی چاله هایی که می بینم ،پله ست! می خورم زمین ، دردم میاد. حقمه زمین بخورم حق دارم اشتباه کنم اما حق ندارم چشممو رو اشتباهاتم ببندم پس درد می کشم و بلند میشم چون من یه مسافرم من باید برم.....
|
درباره وبلاگ
![]() با سلام خدمت همه عزیزان این سایت در بر گیردنده احساسات و نوشته ها ما ( نگین ، مهدی) می باشد .امید وارم برای شما عزیزان مفید باشد ضمنا استفاده از کلیه عکس ها و نوشته های این وبلاگ برای عاشقان مجاز و آزاد است. به امید روزی که هیچ پرنده عاشقی تنها نباشد. برای استفاده کامل از مطالب سایت از آرشیو موضوعی استفاده کنید آرشيو وبلاگ
آذر 1388
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
||