|
عشق من ::: نگین و مهدی :::
دو قدم بیش نیست این همه راه،راه نزدیک شد سخن کوتاه :::صبر،آرامش،تلاش:::
|
|
||
|
آن سفرکرده ی معصوم، همه ی قسمت من بود وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا میاد تا وقتی که در وا میشه لحظه ی دیدن میرسه هرچی که جادست رو زمین به سینه ی من میرسه ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم میرسم اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم عزیزترین سوغاتیه غبار پیراهن تو عمر دوباره ی منه دیدن و بوییدن تو نه من تو رو واسه خودم نه از سر هوس میخوام عمر دوباره ی منی تو رو واسه نفس میخوام ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم اگه تو رو داشته باشم به هرچی میخوام میرسم
بیا درویش بشیم خاكی و بی ریا شیم خانه ای خواهم ساخت آسمانش آبی باز باشد همه پنجره هاش به پذیرایی نور ساحت باغچه اش پر ز نسیم حوض ماهی پر آب قامت پاک درختانش سبز و تو را خواهم خواند که در این خانه کنارم باشی سینه آینه تصویر تو را می جوید که در آیی چون نور تو بدین خانه بیا ....... در خیابان امید . کوچه باوز سبز . نبش میدان صبوری ..... آنجا ..... خانه ای خواهی یافت سر در خانه چراغی روشن روی سکویش گلدان گلی در دل خانه اجاقی روشن در دل خانه اجاقی دلگرم با حضور تو در این خانه چه جشنی برپاست آسمان شب این خانه پر از چشمک و مهتاب و نسیم ناودانش پر موسیقی آب ای سرآغاز امید تو بدین خانه در آ من به دیدار تو می اندیشم و به آرامش بودن با تو
من از خودم مي پرسم چرا هميشه حرفهاي قشنگ در چمشهاي تو زندگي مي كنند و زيباترين غزلها را اشكهاي تو مي سرايند ؟ شايد تو همسفر آفتابي يا نگاه اقيانوس را درخود پنهان داري !! من براي لمس دستهاي تو ، به دنبال بهانه ام .... . . . دلم رابه تو مي دهم به تو كه مي داني ، عاشق شدن چه لذتي دارد
ماه من ، غصه چرا ؟ آسمان را بنگر ، كه هنوز ، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم و آبي و پر از مهر ، به ما مي خندد ! يا زميني را كه دلش از سردي شب هاي خزان نه شكست و نه گرفت ! بلكه از عاطفه لبريز شد و نفسي از سر اميد كشيد .... و در آغاز بهار ، دشتي از ياس سپيد زير پاهامان ريخت ، تا بگويد كه هنوز ، پر امنيت احساس خداست ! ماه من ، غصه چرا ؟! تو مرا داري و من هر شب و روز ، آرزويم همه خوشبختي توست ! ماه من ! دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن كار آنهايي نيست ، كه خدا را دارند .... ماه من ! غم و اندوه ، اگر روزي هم ، مثل باران باريد يا دل شيشه اي ات ، از لب پنجره عشق ، زمين خورد و شكست ، با نگاهت به خدا ، چتر شادي وا كن و بگو با دل خود ، كه خدا هست ، خدا هست ! او هماني است كه در تارترين لحظه شب ، راه نوراني اميد نشانم مي داد .... او هماني است كه هر لحظه دلش مي خواهد ، همه زندگي ام ، غرق شادي باشد ماه من ! غصه اگر هست ، بگو تا باشد ! معني خوشبختي ، بودن اندوه است .... ! اين همه غصه و غم ، اين همه شادي و شور چه بخواهي و چه نه ! ميوه يك باغند همه را با هم و با عشق بچين .... ولي از ياد مبر ، پشت هر كوه بلند ، سبزه زاري است پر از ياد خدا و در آن باز كسي مي خواند : كه خدا هست ، خدا هست و چرا غصه ؟! چرا ؟!
|
درباره وبلاگ
![]() با سلام خدمت همه عزیزان این سایت در بر گیردنده احساسات و نوشته ها ما ( نگین ، مهدی) می باشد .امید وارم برای شما عزیزان مفید باشد ضمنا استفاده از کلیه عکس ها و نوشته های این وبلاگ برای عاشقان مجاز و آزاد است. به امید روزی که هیچ پرنده عاشقی تنها نباشد. برای استفاده کامل از مطالب سایت از آرشیو موضوعی استفاده کنید آرشيو وبلاگ
آذر 1388
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
||