تبليغاتX
عشق من ::: نگین و مهدی :::
عشق من ::: نگین و مهدی :::
دو قدم بیش نیست این همه راه،راه نزدیک شد سخن کوتاه :::صبر،آرامش،تلاش:::
 
دوشنبه سی ام مهر 1386 :: 0:46 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 :: 10:12 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



شنبه بیست و هشتم مهر 1386 :: 19:4 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.
 

واسه خودم و تنهايي هام ، واسه دلم و مهربوني هام ، واسه تو و ياد تمام روياهام

يه دنيا کوير سادگي مي خوام

واسه ديدن بي طاقتي هام ، واسه فهميدن ترانه هام

يه آسمون و درياي آبي مي خوام

واسه نديدن خستگي هام

يه دل و قلب مهربون مي خوام

يه دنيا کوير سادگي مي خوام، که من و تو رو صدا کنه، من و تو رو جدا کنه

از اين همه رنگ و ريا رها کنه . مارو ببره به آسمون ، به کهکشون .

يه دل و قلب مهربون مي خوام ، که من و تو رو تنها کنه

مارو ببره اون جايي که منم ، تويي ، يه دنيا تنهايي و ديگه هيچي نيست

يه آسمون و درياي آبي مي خوام ، تا دل کوچيک من رو آبي تر کنه ،

آره ، من و با تو ما کنه

چي بگم . هيچي نگم ، آخه من که اهل گله نيستم ، اما ...

واسه من يه دنيا کوير سادگي و آسمون و درياي آبي ، تمام دنياست ، همه دنياست .

بهترين جاي دنيا همين جاست که منم ، تويي ، تنهايي و ديگه هيچي نيست .

آره ، من يه دنيا کوير سادگي مي خوام

 



پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 :: 18:49 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.



پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 :: 18:32 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.



پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 :: 18:12 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.
 

من همون تنهاترينم که دلم رو به عشق تو سپردم

 تو همون اميد بودنی که به اميد تو هنوز نمردم

 من همون خيلی ديوونم که هميشه عاشقت ميمونم

 تو همون معشوق نابی که روز و شب اسمتو ميخونم

من همون خسته ترينم که ديگه طاقت دوريتو ندارم 

 توهمونی که آرزومه دست تو دست گرم تو بذارم

 من همون دريای دردم که ميخوام دورت بگردم

تو همونی که اگه بخندی منم با خنده هات ميخندم

من همون عاشق ترينم که اگه بخوای واست ميميرم

تو همون فرشته نجاتی که يه روز ميای و نميذاری من بميرم

من همون بدون ماهم که حتی ستاره هم ندارم

تو همون ماه و ستارم که با تو ديگه هيچی کم ندارم

 



پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 :: 16:57 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 :: 16:56 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

گل پونه هاي وحشي ، نسترناي بي تاب
نگاه آبي ِ عشق ، دختر مهر و مهتاب

پنجره ها رو وا کن ، برگا شدن طلايي
تکيه بده به ابرا ، دلا شدن هوايي

با ريتم خيس بارون ، برقص ميون باغچه
اُرکيده رو صدا کن ، براي خواب ِ طاقچه
 

تو حسرت ِ نگاتن ، پنجره ها ي دلتنگ
همنفس ي صداتن ، قنارياي خوشرنگ

خورشيد ماه مهري ، نارنجي و طلايي
زردي عطر ليمو ، شیرینی آشنايي


چشماي جاده گريون ، صورت ي کوچه خيسه
ستاره تا ستاره ، شب از تو مي نويسه

 
من بودم و تو بودي ، پرنده  بود و پرواز
غزل ترانه مي شد ، تو کوچه باغ آواز

 



پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 :: 16:44 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

در خرابات مغان نور خدا مي بينم
اين عجب بين كه چه نوري ز كجا مي بينم
جلوه بر من مفروش اي ملك الحاج كه تو
خانه مي بيني و من خانه خدا مي بينم
خواهم از زلف بتان نافه گشايي كردن
فكر دور است همانا كه خطا مي بينم
سوز دل ،اشك روان ،آه سحر ناله شب
اين همه از نظر لطف شما مي بينم
هر دم از روي تو نقشي زندم راه خيال
با كه گويم كه در ين پرده چه ها مي بينم
كس نديده ست زمشك ختن و نافه چين
آنچه من هر سحر از باد صبا مي بينم
دوستان عيب نظر بازي حافظ مكنيد
كه من اورا از محبان شما مي بينم



پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 :: 16:42 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.
 
ببين که مي کشد دلم هميشه انتظار تو
و آه مي کشم تو را ، خوشا دمي کنار تو
ببين چگونه لحظه ها سياه و سردو بي صدا
عبور مي کنند و من هميشه بي قرار تو
شبي به خواب ديدمت. الهه سعادتم.
که من نشسته ام چه خوش به زير سايه سار تو
سروده ام دو شعر، شعري از بلور و نور
يکي در انتظار تو ، يکي به افتخار تو


پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 :: 16:40 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.
 
 
اگر به خاطر زيبايي ، دوست ام ميداري دوستم مدار!
 خورشيدرا دوست بدار با گيسوان زرينش .
 اگر به خاطر جواني دوستم ميداري دوستم مدار!
 به بهار عشق بورز كه هر ساله جوان است.
 اگر به خاطر دارايي دوستم مي داري دوستم مدار!
 پري دريايي را دوست بدار كه مرواريد و ياقوت ، بسيار دارد.
 اگر دوستم مي داري به خاطر عشق پس هر آينه دوستم بدار!
 دوستم بدار هماره من هماره عاشق ات خواهم بود
 


پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 :: 16:33 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.
وقتي من از تو بي خبر مي مونم ،ميميرم
وقتي به يادت تا سحر ميخونم ، ميميرم
بدون تو دنيا برام زندونه ، ميميرم
يه روز کنج اين زندون ويرونه ، ميميرم
من بي تو ميميرم ،ميميرم ، ميميرم
هر جا ميرم چشماي تو پيش رومه
روي تو چون آيينه اي پيش رومه
مي پيچه تو خاطر من عطر خوبت
با تو بودن تا به ابد آرزومه
به تو محتاجم من
اي هواي تازه
نفس من با تو زندگي مي سازه
بي تو ميميرم
تو منو دعوت کن به شهر چشمات
تو منو دعوت کن به روشنايي ها
از تموم غمها دلو رها کن
هر جا ميرم چشماي تو پيش رومه
با تو بودن تا به ابد آرزوم
 

دوستون دارم

 



پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 :: 23:3 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



یکشنبه پانزدهم مهر 1386 :: 21:57 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.



یکشنبه پانزدهم مهر 1386 :: 21:38 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.
 

باور نکن تنهاییت را

من در تو پنهانم ،تو در من

از من به من نزدیک تر تو

از تو به تو نزدیک تر من

باور نکن تنهاییت را

تا یک دل و یک درد داری

تا در عبور از کوچه عشق بر دوش هم سر میگذاریم

دل تاب تنهایی ندارد

باور نکن تنهاییت را

هر جای این دنیا که باشی  من باتوام تنهای تنها

من با توام هرجا که هستی

حتی اگر با هم نباشیم

حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم

این خانه را بگذار و بگذر

با من بیا تا کعبه دل

باور نکن تنهاییت را

من با تو ام منزل به منزل

 



یکشنبه پانزدهم مهر 1386 :: 14:58 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



یکشنبه پانزدهم مهر 1386 :: 14:52 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

 

عشق من جات توی آغوشه گرم منه همیشه  



یکشنبه پانزدهم مهر 1386 :: 14:40 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



جمعه سیزدهم مهر 1386 :: 23:59 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



جمعه سیزدهم مهر 1386 :: 23:24 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



جمعه سیزدهم مهر 1386 :: 23:22 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

 

براي ديدن عكس در اندازه واقعي به لينك ثابت كليك كنيد

 

 



... ادامه مطلب


جمعه سیزدهم مهر 1386 :: 23:9 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



جمعه سیزدهم مهر 1386 :: 22:55 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

 

تقديم به عشق زيباي خودم


اطاعت امر شد ، بازديد كننده محترم مهتا كه خيلي به ما لطف داره ولي ما ايشون رو نمي شناسيم لطف كنيد يه آدرس وبلاگ يا ميل در نظراتون قرار بدين .



جمعه سیزدهم مهر 1386 :: 17:56 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

شهر من ، شهر دل است

عاشقی شغل من و پيشه ی من شيدايی ست

خانه ام پشت خرابات مغان ، کوچه ی عشق وجنون

جنب ميخانه ی حافظ باشد

من مهاجر هستم

دير سالی ست که از کشور روح

از بهشت جاويد ، پدرم رانده شده است

پدرم ساکن ان باغی بود

که در ان جويی از شير وشکر ، شهد وعسل جاری بود

ميوه از شاخ درخت ، در دهانی افتاد

پدرم در گذر وسوسه ها

همه ی روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت

من امروز همه ی دنيا را ، ميفروشم به جويی مهر وکمی عشق

و دگر هيچ ، همين

ساليانی ست در اين شهر ، گيوه ها فرسودند

پاها را بنگر ، کوچه پر ابله است

چشم من را بنگر که چه خسته است ز بيداريها

نازنينم ديريست که به هر کوچه ، به هر خانه

به هر پنجره ای و به هر برکه ی اب

و به هر شاخ درخت و به هر قله ی کوه

عشق را ميطلبم

ساليانی ست به روز و به تاريکی شب

و بر اين گنبد فيروزه تو را ميطلبم

نازنينم ، من جنت را نه به گندم ، نه به جو

می فروشم به نگاهی ، اهی !!

 



سه شنبه دهم مهر 1386 :: 21:36 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی
آوای تو می خواندم از لابتناهی
آوای تو می آردم از شوق به پرواز
شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی
امواج نوای تو به من می رسد از دور
دریایی و من تشنه مهر تو چو ماهی
وین شعله که با هر نفسم می جهد از جان
خوش می دهد از گرمی این شوق گواهی
دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست
من سرخوشم از لذت این چشم به راهی
ای عشق تو را دارم و دارای جهانم
همواره تویی هرچه تو گویی و تو خواهی



سه شنبه دهم مهر 1386 :: 21:33 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

ماهی همیشه تشنه ام
در زلال لطف بیکران تو
می برد مرا به هر کجا که میل اوست
موج دیدگان مهربان تو
زیر بال مرغکان خنده ها ت
زیر آفتاب داغ بوسه هات
ای زلال پک
جرعه جرعه جرعه می کشم ترا به کام خویش
تا که پر شود تمام جان من ز جان تو
ای همیشه خوب
ای همیشه آشنا
هر طرف که می کنم نگاه
تا همه کرانه ه ای دور
عطر و خنده و ترانه می کند شنا
در میان بازوان تو
ماهی همیشه تشنه ام
ای زلال تابناک
یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی
ماهی تو جان سپرده روی خاک



دوشنبه نهم مهر 1386 :: 21:29 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.



دوشنبه نهم مهر 1386 :: 21:18 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.
 

قسمتم بود که پابند نگاهت باشم          عاشق وسوسه چشم سیاهت باشم

آسمان  باشی و من یک شب تاریک اما     مات لبخند تو و صورت ماهت باشم

میروی دورتر از هر چه خیال است بگو        تا به کی تا به کجا چشم به راهت باشم

هیچکس مثل تو نزدیک نفس هایم نیست    تشنه رایحه گاه به گاهت باشم

خسته ام باز کن این قفل مکرر را عشق       گفته ای آمده ام پشت و پناهت باشم

سرنوشتم به تو آمیخته شد باور کن             قسمتم بود که پابند نگاهت باشم

 



 
درباره وبلاگ

با سلام خدمت همه عزیزان
این سایت در بر گیردنده احساسات و نوشته ها ما ( نگین ، مهدی) می باشد .امید وارم برای شما عزیزان مفید باشد ضمنا استفاده از کلیه عکس ها و نوشته های این وبلاگ برای عاشقان مجاز و آزاد است.
به امید روزی که هیچ پرنده عاشقی تنها نباشد.
برای استفاده کامل از مطالب سایت از آرشیو موضوعی استفاده کنید



منبع کد اهنگ گرگان نت

بهترین ها در گرگان نت

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس