تبليغاتX
عشق من ::: نگین و مهدی :::
عشق من ::: نگین و مهدی :::
دو قدم بیش نیست این همه راه،راه نزدیک شد سخن کوتاه :::صبر،آرامش،تلاش:::
 
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 :: 9:57 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.
 
در سپهر زندگي مثل مه و خورشيد شد
 
با تو بي معني تمام غصه و تنهايي و ترديد شد
 
 
دلخوشي‌هايم دگر در ابتداي انتهاي خويش بود
 
با تو گويي فرصتم در عرصه‌ي دلدادگي تمديد شد
 
 
آمدي جانا و غم رفت و دگر هم برنگشت
 
اشك چشمانم به يك شهر دگر نيمه شبي تبعيد شد
 
 
در نمازم هر قيامي قامتت را ياد داد
 
سجده كرديم و چنين بر خوبي احساس تو تاكيد شد


یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 :: 18:48 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.
 

                        

               

چه آغاز دل انگیزیست آن زمان که به تو پیوستم

 

و همان پیوستگی معنای زندگیم شد

 

 

امروز روز آشنایی من و مهدیمه.روزی که برام آغاز شناخت عشق بود.

 2سال پیش توی همچین روزی خدا منو با یه فرشته زمینی آ شنا کرد

و خواست که این احساس مقدس رو تجربه کنم.

مهدی ماهم عشق قشنگم این روز رو با همه وجودم و با یه دنیا احساس پاک بهت تبریک میگم.

میخوام همین جا تو این روز از همه خوبیهات تشکر کنم. ماه من تو بهترینی.

امیدوارم خدا کمکمون کنه تا بتونیم بیشتر از این خوشبختی رو در کنار هم تجربه کنیم.

تا ابد دوستت دارم دنیای من

 

 



شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 :: 0:18 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

خورشيد تابانم تويي   عشق پريشانم تويي

   آبي آسمانم تويي    رنگ بي پايانم تويي

همدم تنهايي من     ياد و غمخوارم تويي

يار  هميشگي  من    عشق  و دنيايم تويي

گر نباشي من نيستم    چون که هستي ام تويي



شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 :: 0:7 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

چشم خود را به تو مديونم من

اگر عشق تو نبود: چشم من همچون ابر مثل ابري انبوه آنقدر ميباريد تا جهان خانه ي ظلمت مي شد

لب خود را به تو مديونم من

اگر عشق تو نبود: لب من چون گل پژمرده ي باغي مي شد و لب از بوسه تهي

هستيم را به تو مديونم من

اگر عشق تو نبود: كوچه ها قصه ي سرد،خانه ها لانه ي زرد،چشمه ها خاكي و خشك ودر انديشه ي بيهودگيم ناگهان ميمردم

( تقديم به تنها عشق زندگيم)



چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 :: 12:19 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.

 

  دراين شب مهتابي كه ميدانم دلتنگ عطر باراني

 اشكهايم را تقديم قلب درياييت ميكنم اما نه . . .

 ميدانم دوست نداري اشکي از چشمانم جاري شود

 پس با صدايي که از اعماق وجودم بيرون مي آيد فرياد مي زنم :

از صميم قلبي كه به راهت باختم دوستت دارم



چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 :: 12:13 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.
 

دلم میخوادتوی رگام به جای خون عشق تو باشه .

دلـــــــم میخواد تو نفسـم گرمــی مهر تو باشه .

 

دلم میخواد تو قلب من همیشه عشق تو باشه .

دلم میخواد آتش عشق من و تو تا زنده ایم روشن باشه .

 

دلم میخواد که قلب من همیشه پیش تو باشه .

دلم میخواد که فصل عشق من و تو واسه همیشه بهار باشه .

 

دلم میخواد که رو لبات همیشه لبخند باشه .

دلم میخواد که عشقمـــــــون توی جهـــان یکی باشه .

 

دلم میخواد که دست من فقط تو دست تو باشه .

                   دلم میخواد که رو دیوار همیشه عکس تو باشه شا   

 

دلم میخواد که قلب تو همیشه مال من باشه .

دلـــم میخواد که قلب من همیشه پیش تو باشه

 

 



چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 :: 0:54 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

صبحدم خاکی به صحرا برد باد از کوی دوست
بوستان در عنبر سارا گرفت از بوی دوست

دوست گر با ما بسازد دولتی باشد عظیم
ور نسازد می‌بباید ساختن با خوی دوست

گر قبولم می‌کند مملوک خود می‌پرورد
ور براند پنجه نتوان کرد با بازوی دوست

هر که را خاطر به روی دوست رغبت می‌کند
بس پریشانی بباید بردنش چون موی دوست

دیگران را عید اگر فرداست ما را این دمست
روزه داران ماه نو بینند و ما ابروی دوست

هر کسی بی خویشتن جولان عشقی می‌کند
تا به چوگان که در خواهد فتادن گوی دوست

دشمنم را بد نمی‌خواهم که آن بدبخت را
این عقوبت بس که بیند دوست همزانوی دوست

هر کسی را دل به صحرایی و باغی می‌رود
هر کس از سویی به دررفتند و عاشق سوی دوست

کاش باری باغ و بستان را که تحسین می‌کنند
بلبلی بودی چو سعدی یا گلی چون روی دوست



چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 :: 0:42 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

چه مي بينم ؟ خدايا ! باورم نيست
تويي : همرزم من !‌ هم سنگر من

چه مي بينم پس از يك چند دوري
كه مي لرزد ز شادي پيكر من
تو را مي بينم و مي دانم امروز
همان هستي كه بودي سال ها پيش
درين چشم و درين چهر و درين لب
نشاني نيست از ترديد و تشويش
تو رامي بينم و مي لرزم از شوق
كه دامان ت را ننگي نيالود
پرندي پرتو خورشيد ، آري
نكو دانم كه با رنگي نيالود
تو را مي دانم اي همگام ديرين
كه چون كوه گران و استواري
نه از توفان غم ها مي هراسي
نه از سيل حوادث بيم داري
غروري در جبينت مي درخشد
نگاهت را فروغي از امديست
تو مي داني ، به هر جاي و به هر حال
شب تاريك را صبحي سپيدست
ز شادي مي تپد دل در بر من
به چشمم برق اشكي مي نشيند
بلي ، اشكي كه چشمانم به صد رنج
فرو مي بلعدش تا كس نبيند



چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 :: 0:36 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.
دوست دارم با تو باشم
 
دوست دارم با تو باشم و برای تو باشم

دوست دارم اگر گلی چیدی

آن گل دردستانت من باشم

اگر آسمان را نظاره کردی

در آسمان خیالت من باشم

گاه بخنده حرفی گفتی

آن حرف بر لبانت من باشم

به محبت دست کسی را فشردی

آن دست در دستت من باشم
 


سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 :: 22:20 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.
آرزويم اين است نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........عاشق آنكه تو را مي خواهد.......و به لبخند تو از خويش رها مي گردد......... و ترا دوست بدارد به همان اندازه، كه دلت مي خواهد

سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 :: 22:18 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.
پيش از تو حتي اسمان در چشم من ابي نبود
 
حتي شب چشمان من اينگونه مهتابي نبود
 
تو امدي احساس من شد اشنا با رنگ عشق
 
هر رويشي در شهر ما شد يك غزل اهنگ عشق
 
تو امدي تا سايه ها بر روح شب پيكر دهند
 
ايينه ها از شوق تو بر شعر من باور دهند
 
پيش از تو حتي شبنمي از روح من ديدن نكرد
 
حتي نگاه خسته اي احساس بازيدن نكرد
 
تو امدي تا لهجه ها در شعر شب يكسان شود
 
هر واژه اي در چشم ما هم لهجه ي باران شود


سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 :: 17:30 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

فردا روز  تولد کسی که عشق و زندگی رو به من بخشید

فردا روز  تولد فرشته  زمینی منه

فردا روز  تولد دلبر منه

فردا روز تولد بهترین کس منه

فردا روز تولد الهه ناز من

فردا روز تولد نگین منه

 

فردا عشق من ۱۷ ساله می شه 

 عشق من تولدت مبارک 

 امید وارم در سال های آینده روز تولدت در کنارت باشم و بهت ثابت کنم که چقدر دوست دارم زیبای من

دوست دارم عشق من

دوست دارم گل من

دوست دارم نگین من

 

عزیزم این شعر ها و کارت ها رو به تو تقدیم می کنم که در مقابل عظمت تو و عشق من نسبت به تو یه قطره از دریاست

 

 

 

اگر مي دانستي كه چه قدر دوستت دارم هيچ گاه

 

براي آمدنت باران را بهانه نمي كردی  رنگين كمان من!

 

 

 

 

نگینم  آی نگینم!

 

برات شادی میارم

 

با دستای پر از مهر

 

گل رو موهات میذارم

 

با قلبی عاشقونه

 

نگار یکی یه دونه

 

تولدت مبارک

 

تقدیم با گل میخک !

 

 

 

 

 

 



دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 :: 18:2 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.
 

به خاطر چشمان زیبای تو بود


که چشمانم، جسارت دیدن چشم کسی را نداشت


به خاطر روی زیبای تو بود


که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند


به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود


که دست هیچ کس را در هم نفشردم


به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود


که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم


به خاطر دل پاک تو بود


که پاکی باران را درک نکردم


به خاطر عشق بی ریای تو بود


که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم


به خاطر صدای دلنشین تو بود


که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست


و به خاطر خود تو بود


که خودم را فراموش کردم


ودر دریای عشقت غوطه ور ساختم


اری به خاطر تو ای نازنین

 



یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 :: 19:22 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.



یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 :: 18:51 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.

تنها برای تو خواهم خواند

گرچه هزاران فرسنگ دوری

امااین احساس نیرومند است

نزد من بیا

مرا چشم انتظار مگذار

دیگری نیست

هیچ کس دیگری نیست

هیچ عشق دیگری نمی تواند جای تو را بگیرد

یا با زیبایی تو برابری کند

همچنان خواهم خواند تا روزی که ترا با آواز عاشقانه ام

افسون کنم

این لحظه کجایی عشق من ؟

من ترا اینجا می خواهم تا در آغوشم بگیری

قلب مرا که می تپد و به نرمی زمزمه می کند دریاب

می خواهم که ترا در آغوش بگیرم

ترا نزد خود می خواهم

نزد من بیا

 



چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 :: 8:53 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

هر چه زیباست مرا یاد تو می اندازد



آن که بیناست مرا یاد تو می اندازد

 

تو که نزدیک تر از من به منی می دانی



دل که شیداست مرا یاد تو می اندازد

 

هر زمان نغمه ی عشقی است که من می شنوم

 

از تو گویاست ، مرا یاد تو می اندازد

 

دیگران هر چه بخواهند بگویند که عشق

 

بی کم و کاست مرا یاد تو می اندازد

 

ساعتی نیست فراموش کنم یاد تو را

 

غم که با ماست مرا یاد تو می اندازد

 




سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 :: 16:43 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.
 

عشق يعنی چون محمد پا به راه

                                    عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

عشق يعنی بيستون کندن به دست

                                    عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست

عشق يعنی همچو من شيدا شدن

                                    عشق يعنی قطره و دريا شدن

عشق يعنی يک شقايق غرق خون

                                    عشق يعنی درد و محنت در درون

عشق يعنی يک تبلور يک سرود

                                    عشق يعنی يک سلام و يک درود

عشق ،

                        آمدنی بود  نه  آموختنی



دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 :: 12:21 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.
 


چشم هايم  زشكوفايي عشق تو فقط مي خواند
عشق من معجزه نيست
عشق من رنگ حقيقت دارد
اشك هايم به تمناي نگاه تو فقط مي بارد
دختري هست كه احساس تو را مي فهمد
دختري از تب عشق تو دلش مي گيرد
دختري از غمت امشب به خدا مي ميرد
تو فقط مال مني
تو فقط مال همين قلب پر احساس مني
شب من با تو سحر خواهد شد
تو نمي داني من
چه قدر عشق تو را مي خواهم
تو صدا كن من را
تو صدا كن من را كه پر از رويش يك ياس شوم
تو بخوان تا همه احساس شوم
شعرهاي دل من پيش نگاه تو به خاك افتاده است
به سرم داد بزن
تا بدانم كه حقيقت داري
تا بدانم كه به جز عشق تو اين قلب ندارد كاري
باز هم اين همه عشق
اين همه عشق براي دل تو ناچيز است
آسمان را به زمين وصل كنم؟
يا زمين را همه لبريز ز سر سبزي يك فصل كنم؟
من به اعجاز دو چشمان تو ايمان دارم
بي تو من يك بغل احساس پريشان دارم

 



شنبه سیزدهم مرداد 1386 :: 21:23 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.

 عشق نیرو میدهد. عشق زندگی میدهد. عشق شهامت و قدرت می بخشد.

  عشق بزرگترین ودیعه ایست که خداوند بزرگ در نهاد بشر به امانت گذاشته است.

  اگر عشق نبود زندگی هم نبود. کسی که عاشق می شود باید خود را برای

  پرداخت بهای آن عشق آماده سازد که عشق همانطور که لذت و شادمانی در پی دارد

  غم و سردرگمی هم به دنبال خواهد داشت.

 اما غم عشق چه غم شیرینی است و چه گوارا به کام دل عاشق میریزد

  حتی اگر دل عاشق را بشکند.

 زیرا هر چیز شکسته اش بی خریدار است مگر دل که شکسته اش قیمتی تر است

  و خدایش دوست تر دارد.



شنبه سیزدهم مرداد 1386 :: 20:5 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



شنبه سیزدهم مرداد 1386 :: 12:58 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.

 

                                                                                                              



جمعه دوازدهم مرداد 1386 :: 13:51 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.
 

تورا نظاره میکنم به ماه تاب آسمان

به کوه ها به دشتها تو نیستی کنار من

ولی نگاه و یاد تو همیشه با من است

گمان مکن که رفتنت تو را برد ز یاد من

که جاودانه جاودانه ای تو در خیال خوب من

                

 



جمعه دوازدهم مرداد 1386 :: 11:35 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 :: 22:13 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

 



پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 :: 22:7 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



سه شنبه نهم مرداد 1386 :: 14:33 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.
                                                            

                                                                                                        

تو را براي تو دوست دارم و زندگي را براي نفس هاي تو

اي کاش مي توانستم باران باشم تا تمام غمهاي دلت را بشويم

اي کاش مي توانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت برويت مي گسترانيدم

اي کاش مي توانستم اشک باشم تا هر گاه که آسمان چشمش ابري مي شد باريدن مي گرفت

اي کاش مي توانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم و غنچه بسته لبانت را بگشايم

اي کاش مي توانستم  پرنده باشم  و تا دور دست ها به کنار تو پرواز مي کردم

و اي کاش سايه بودم تا نزديک ترين کس به تو مي شدم

آري اي کاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم

 

         



یکشنبه هفتم مرداد 1386 :: 22:38 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.
                                                                                   

نمي دانم درنگاه زيبايت چه نهفته است كه اينگونه

 

مرا ديوانه خود  كرده اي

 

نمي دانم درطلوع زيباي لبخندت چه رازي است كه

 

مرا شيفته خود كرده اي

 

نمي دانم درچشمانت چه نشانه اي است كه

 

مرا وادارميكند كه دوستت بدارم

 

نمي دانم درسخن هاي با معنايت چه حكايتي است كه

 

مرا اسيرخودكرده اي

 

نمي دانم چه چيزي درافكارت مي گذردكه

 

عقل وانديشه ام ازآن عاجزاست

 

فقط ميدانم

 

باتمام وجوددوستت دارم و خواهم داشت

 

 



یکشنبه هفتم مرداد 1386 :: 22:20 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



شنبه ششم مرداد 1386 :: 16:24 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



شنبه ششم مرداد 1386 :: 13:54 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.
 

 

بیشتر از آنچه که تصورش را میکنی دوستت دارم و بیشتر از آنچه باور داری عاشقت هستم

بيشتر از هر عشقي بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه اي مجنون تو هستم.

عزيزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگي برايم مفهومي جز تاريكي و سياهي

ندارد!

دوستت دارم چونكه ميدانم تو نيز مرا دوست ميداري ، دوستت دارم چونكه مرا باور

داري و مرا لايق آن قلب پر از محبتت ميداني!

تنها آرزويم اين است كه تا آخرين لحظه زندگي ام در كنارتو باشم و جز اين از خداي

خويش هيچ آرزويي را ندارم

عزيزم اين قلب كوچك و پر از عشق من تنها هديه اي است از طرف من به

تو!

از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس!



عزيزم تا پايان با تو مي مانم چونكه تنها تو هستي كه معناي واقعي عشق را به من

ابراز كردي و آموختي!

آموختي كه عشق يعني تا پايان زندگي ماندن و تا پايان زندگي دوست داشتن!

عزيزم به جز تو كسي براي من دوست داشتني نيست و به جز تو كسي لايق اين

قلب بي طاقت من نيست

هر جاي دنيا كه هستي بدان كه در اين دنياي بزرگ كسي هست كه عاشق و ديوانه

تو مي باشد !

هر جاي دنيا كه هستي بدان كه من به انتظار تو مي مانم تا تو را ببينم و در آغوش

خود بفشارم!

عزيزم دنيا خيلي بزرگ است ، اين دنيا پر از عاشق و معشوق است ، پر از ليلي و

مجنون است، اما همه عاشقان يك سو ، و من و تو نيز يك سوي ديگريم!

عزيزم تو دومين قبله عبادت مني و در همه لحظه ها بعد از خدا تو را عبادت ميكنم!

عزيزم بدون تو ،جايي در اين دنياي بزرگ ندارم ، و تنهاتر از من ديگر تنهايي نيست!

تو همان دنياي مني عزيزم ، به هر زيبايي هاي اين دنيا كه مي نگرم تو را ميبينم .

دوستت دارم عزيزم خيلي دوستت دارم ، آنقدر دوستت دارم كه ديگر هيچگونه جاي

ابرازي براي آن نيست!



با تو پر از اميدم ، و رنگ خوشبختي را خوش رنگ از گذشته مي بينم

با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان بهشت است!

عزيزم دوستت دارم … چون كه در ميان اينهمه عاشقان تو توانستي بماني با قلبم ،

بسازي با احساسم و درك كني زندگي ام را !

عزيزم دوستت دارم… چون كه اين قلب كوچك و پر از عشق مرا در قلبت طلسم كرده

اي و نگذاشتي هيچ كس ديگر قلب مرا از تو بگيرد !

اينبار با فرياد ، با چشمهاي گريان ، با قلبي عاشق ، با اراده و با احساسي پرا از

دوست داشتن ميگويم كه دوستت دارم تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند و به من

بنگرند و شرمنده شوند

 



جمعه پنجم مرداد 1386 :: 19:49 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.
 

مهدی ماهم روزت مبارک.

انشاالله تا صد سال دیگه هم خودم این روز رو

 به تو بهترین فرشته روی زمین تبریک میگم.

خیلی دوست دارم عزیزم

 



جمعه پنجم مرداد 1386 :: 14:16 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

يکي اومده به خــــــوابم آتــــيشي انداخته جونم ... يکي که دلش سفيده تو نگاش عشقو مي خونم

کاش بمونه توي قلبـــــــم تا همــــيشه در کنارم ... نمي خوام چشـــــمي ببينه تا نـــظر بشه خيالم

به کسي چيزي نمــــــي گم تا بمونه توي خوابم ... مي خوام دردمــــــو بدونه تــــــا بشه محرم رازم

مي شه حرفا رو بهش گــــفت تـوي تنهايي ذهنم ... آره اون مي مــــونه پيشم همه جـا حتي تو قلب



جمعه پنجم مرداد 1386 :: 14:11 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.

اشک ريختن واسه سبز چشات يه عادته.....دوري و نديدنت براي من مثال يک حکايته

فکر نکني حرف دلم براي تو شکايته.....کي گفته زندگي براي من بدون تو خيلي راحته

نکنه اون دل تو از دست دل من ناراحته.....مي دوني بدجوري اين دل من عاشقته؟

آرزوي من تو اين شبها وصال روي ماهته.....تنها مرهمم تواين روزها عکسهاي يادگاريته



جمعه پنجم مرداد 1386 :: 13:55 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



پنجشنبه چهارم مرداد 1386 :: 9:24 :: نويسنده : .: مهـــــدی :.



دوشنبه یکم مرداد 1386 :: 22:26 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.
 

میان این همه همدل

من تنها تورا خواهم

تورا خواهم که رویت چو شب مهتاب

نگاهت چون گل خورشید

صدایت همچو آوازست

و چشمانت همچو یک دریـــــــــــــــــا

و قلــبت جایگاه عشــــــق و احساس است

و من چو ن عاشق مجنون به عشقت زنده خواهم بود

و خواهم گفت این را من تو راعاشقانه دوست می دارم

 



دوشنبه یکم مرداد 1386 :: 18:54 :: نويسنده : .: نگیـــــن :.



 
درباره وبلاگ

با سلام خدمت همه عزیزان
این سایت در بر گیردنده احساسات و نوشته ها ما ( نگین ، مهدی) می باشد .امید وارم برای شما عزیزان مفید باشد ضمنا استفاده از کلیه عکس ها و نوشته های این وبلاگ برای عاشقان مجاز و آزاد است.
به امید روزی که هیچ پرنده عاشقی تنها نباشد.
برای استفاده کامل از مطالب سایت از آرشیو موضوعی استفاده کنید



منبع کد اهنگ گرگان نت

بهترین ها در گرگان نت

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس