|
عشق من ::: نگین و مهدی :::
دو قدم بیش نیست این همه راه،راه نزدیک شد سخن کوتاه :::صبر،آرامش،تلاش:::
|
|
||
|
زيباترين تصويري كه در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود
زيباترين سخني كه شنيدم سكوت دوست داشتني توبود
زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود
زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود
زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود
زيباترين هديه عمرم محبت توبود
زيباترين تنهاييم گريه براي توبود
زيباترين اعترافم عشق توبود
اگه بگم قول ميدم تا هميشه باهات باشم
ا گه بگم توآسمون عشق من فقط تويي
اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم
ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال منی بدون اگه براي من هم نباشي عشق منی براي سعادتت شبا شعرامو من داد ميزنم براي خوشبختي تو خدا رو فرياد مي زنم
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 :: 19:4 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
ای از عشق پاک من همیشه مست
من تو را آسان نیاوردم به دست بارها، کودک احساس من زیر باران های اشک من نشست من تو را آسان نیاوردم به دست در دل آتش نشستن کار آسانی نبود راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود با غروری هم قد و بالای بام آسمان بارها در خود شکستن کار آسانی نبود بارها، دل به جرم عاشقی زیر سنگینی بار غم شکست من تو را آسان نیاوردم به دست در به دست آوردنت بردباری ها شده بی قراری ها شده شب زنده داریها شده
در به دست آوردنت پایداری ها شده با ظلم و جور روزگار سازگاری ها شده ای از عشق پاک من همیشه مست من تو را آسان نیاوردم به دست
نظرتون در مورد وبلاگ چیه؟ چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 :: 21:56 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
مثل شب مثل شراب تو پر از وسوسه ای مثل شبنم باسه گل عطش یم بوسه ای ای غزل ای دلنواز ای شروع قصه ساز یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود تو شدی قصه عشق وقتی عاشقی نبود تو سرآغاز منی از همیشه تا هنوز تو سرآغاز منی مثل خورشید باسه روز توی سایه های شب تویی یک قطره نور تویی سرپناه من مثل یک کلبه دور تویی مقصد باسه من تو منو صدا بزن یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود تو شدی قصه عشق وقتی عاشقی نبود تو سرآغاز منی از همیشه تا هنوز تو سرآغاز منی مثل خورشید باسه روز باسه حرفهای کتاب تویی معنای جدید باسه پرواز خیال تو کبوتر سفید تو مثل حادثه شب شب دل سپردنی تو همون قصه نگاه و عاشق شدنی یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود تو شدی قصه عشق وقتی عاشقی نبود تو سرآغاز منی از همیشه تا هنوز تو سرآغاز منی مثل خورشید باسه روز ![]()
ای سر چشمه ی محبت همیشه دوستت دارم ای عشق واقعی
پرستوی خیالم بی پروا در سایه روشن شب به دنبال گمگشته خویش میگردد . به دنبال آن عزیزی که همچنان یادش در قلبم اما جسمش در آن دورهاست . دور دور به فاصله کهکشانها و نزدیک نزدیک به فاصله یک نفس با پاهایی لرزان اما قلبی با صلابت به دنبال سرنوشت روانه شده ام به دیاری می روم که لطافت آن به سبزی بهار و بزرگی آن به وسعت دشت ... با دلی مملو از عشق چشم امید به سوی فردایی روشن و صبحی دل انگیز دارم . امیدوارم بتوانم قلبم را با کوله باری از عشق به او تقدیم کنم.
بهترين ترانه رو من از چشمهاي تو ميسازم تو قمار زندگيمون تو نباشي من ميبازم اگه باشي در كنارم با تو من مالك دنيام بي خيال غر بت و غم بي خيال نور فردام دوست دارم دوست دارم توي دنيام تو رو دارم مثل آسمون كه تنها اميدش جند تا ستارس ديدن برق نگا هت واسه من عمر دو باره است هر سر انگشت تو يعني قصه خوب نوازش هر نگاه عاشق توغزل آبي خواهش جاده هاي مهربوني مي گذره از تو نگاهت روشن شبهاي تارم با خيال روي ماهت
وقتي خدا بهت ميگه باشه چيزي رو كه ميخواي بهت ميده وقتي ميگه صبر كن چيز بهتري بهت ميده وقتي بهت ميگه نه يعني داره بهترين ها رو برات آماده ميكنه
تو بلور قلبی نمیزارم که بشکنی ... نمیزارم کسی دل قشنگت رو بلرزونه کسی بین عشقمون قرار بگیره ... اجازه نمی دم فکرای بد خیالت رو رنگ بزنن ،تو لحظه هات شک و تردید پا بزاره ،غم تو چشات لونه کنه ......
برای تو می نویسم تو که معنای بارون رو میفهمی تو که هیچ وقت با آسمون قهر نمی کنی .... برای تو که برای دیدنم روزها رو توی تقویم خیالت خط میزنی .......
برای تو می نویسم فقط برای تو نازنینم !!! من برای دیدن تو و رسیدن به تو از همه پروانه ها بی پرواتر هستم پس پذیرای حضورم توی یه روز سرد زمستونی باش اون لحظه ایی که از اشتیاق دیدنت گرمترین لحظه هاست ..... به تو می اندیشم ...
به تو و صداقت گفتارت به تو و شجاعت بیانت خاموش نشو نازنین... من به تو می اندیشم... به تو و فرسنگها فاصله ی میان من و تو.. به تو و شاید سالها انتظار میان من و تو.. تو را در آغوش ندارم اما گرمای درونت را با تمامی وجود حس میکنم از من گریزان نشو نازنین... به تو می اندیشم... به تو و راه جاودانگی من راه بس دراز است پا برهنه از تمامی موانع میگذرم ،تمامی دردها را به جان میخرم، تا تو را دریابم ، تا جاودانه شوم.........تو را دریابم و جاودانه شوم جاوید باش نازنین... روز و شب ،خواب و بیدار، به تو می اندیشم... و به دست هایت که روزی مرا با خود میبرد تا رویاهایم را ببینم نازنین... گلی قرمز در دستم انتظار لطافت دستان تو را میکشد و چشمانم انتظاردیدن خنده ی لبهای تو را دارد... قوی باش و بجنگ پیروزی از آن ماست....جاودانگی از آن ماست آری من به تو می اندیشم.... به صداقت کلامت که دوست داشتن را زمزمه کرد و به شجاعت بیانت که آواز بودن را با صدایی بلند خواند به تو می اندیشم و نیرویی که مرا باقی نگه داشت قوای بودن و جاودانگی را زمزمه کن نازنین ... وبدان که من همیشه و همه جا به تو می اندیشم و اندیشهء من تنها دارایی من است لحظه دیدار شاید آنی دگر باشد دوستت دارم نازنین....................... لحظه ی دیدار؟؟!!!!! تا وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست!
تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته ی منه! تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه! تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي! تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من! من زنده هستم! در خيالت مثل من پرواز كنتو خود عشقي مرا اغاز كنسرزمين ارزوهايت كجاستامدم در را به رويم باز كنبا من از بارون و از شبنم بگوعشق را با قلب من دمساز كنعشق تو يك اتفاق ساده نيستبا نگاهت باز هم اغجاز كن
|
درباره وبلاگ
![]() با سلام خدمت همه عزیزان این سایت در بر گیردنده احساسات و نوشته ها ما ( نگین ، مهدی) می باشد .امید وارم برای شما عزیزان مفید باشد ضمنا استفاده از کلیه عکس ها و نوشته های این وبلاگ برای عاشقان مجاز و آزاد است. به امید روزی که هیچ پرنده عاشقی تنها نباشد. برای استفاده کامل از مطالب سایت از آرشیو موضوعی استفاده کنید آرشيو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
||