تبليغاتX
عشق من ::: نگین و مهدی :::
عشق من ::: نگین و مهدی :::
دو قدم بیش نیست این همه راه،راه نزدیک شد سخن کوتاه :::صبر،آرامش،تلاش:::
 
پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 :: 15:5 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

I love two things in my life.the spring flowers and you.the spring flowers for a day but love you for always



پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 :: 15:1 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

With your glance to beat my heart

And to catching fire my heart .

Don’t close eyes to permit to burn in the fire your glance

 



چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 :: 13:58 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 :: 13:56 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

اي دوست دلت هميشه زندان من است

آتشكده عشق تو از آن من است

آن روز كه لحظه وداع من و توست

آن شوم ترين لحظه پايان من است

 



چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 :: 2:27 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 :: 2:27 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه بیست و ششم دی 1385 :: 0:11 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 :: 23:56 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 :: 23:47 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 :: 23:45 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

اگه قلب من يه اسيره
اگه عشق من حقيره
اگه من هميشه تنهام
اگه جسم من کويره
اگه خاليه دستام
عزيزم من برات عاشق ترينم
 
 
 
*************************************''
 
 
لحظاتم شده از عطر تو پر، روزهايم بي تو بي معني است! چشمهايم طلب نور ز دستان تو دارد و نَفَس، مي رود ، مي آيد به اميد فردا! کاش ميدانستي قلبم کودک است... بي امان پا به زمين ميکوبد 
 
 
 
 


شنبه بیست و سوم دی 1385 :: 16:44 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



جمعه بیست و دوم دی 1385 :: 18:55 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



جمعه بیست و دوم دی 1385 :: 18:53 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

 



جمعه بیست و دوم دی 1385 :: 13:57 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

به همه لبخند بزن اما به يه نفر بخند

همه رو دوست داشته باش اما به يه نفر عشق بورز

تو قلب همه باش اما قلبت رو به يه نفر بسپار

 



جمعه بیست و دوم دی 1385 :: 13:57 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

قلب آدما مثل يه جزيره مي مونه.اين كه چه كسي براي اولين بار پا به اون ميذاره مهم نيست .

مهم اينه كه چه كسي تا ابد در اين جزيره مي مونه

 



جمعه بیست و دوم دی 1385 :: 12:24 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



جمعه بیست و دوم دی 1385 :: 12:23 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

چشم هایم را قربانی میکنم ؛ شاید بی واسطه بیایی و

 

دستهایت آشیانه مهر شود

 

میدانی ...گنجشک ها هم عاشق می شوند وگرنه هر

 

صبح برای که بال می گشایند؟

 

آسمان هم باید عاشق باشد که این چنین بی مضایقه

 

می بارد ؛ بگذار آنقدر از تو پر شوم که دیگر جایی برای

 

خودم نماند

 

گاهی وقت ها که به دلم سرک میکشم فقط تویی و تو

 

نمیدانم چرا این قدر برای من بزرگی و من چرا اینقدر به

 

مهربانیت عاشقم

 

حرفهای تنهایی ام اگر به گوش تو نرسد چقدر بیچاره ام

 

راستی !اگر ستاره ها نباشند به کدام روشنی باید دل

 

بست

 

همیشه باید یک چیز عزیز باشد ؛ یک حضور بزرگ  یک

 

حس خوب که همیشه به بهانه اش زنده ای ... و من

 

ایمان دارم که........

 

که تو همان چیز بزرگ و عزیزی و

  

  از هوای بودن توست که نفس میکشم

 



جمعه بیست و دوم دی 1385 :: 12:14 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 :: 20:54 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 :: 20:53 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 :: 15:54 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

 



دوشنبه هجدهم دی 1385 :: 15:50 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
دوشنبه هجدهم دی 1385 :: 12:18 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



دوشنبه هجدهم دی 1385 :: 12:18 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند مي دهد

زندگي بدون عشق بي معني است و خوبي بدون عشق غير ممکن

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود

عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني

عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند

عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد

عشق يعني ترس از دست دادن تو

 



شنبه شانزدهم دی 1385 :: 0:3 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

 



شنبه شانزدهم دی 1385 :: 0:0 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

 



جمعه پانزدهم دی 1385 :: 23:57 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

مهدي عزيزم تولد وبلاگمون رو بهت تبريك ميگم .انشاالله تولد صد سالگيش.

جا داره بهت بگم خيلي دوستت دارم و هميشه تو قلبم جا داري

 



جمعه پانزدهم دی 1385 :: 23:32 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



جمعه پانزدهم دی 1385 :: 22:44 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



جمعه پانزدهم دی 1385 :: 22:41 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

 

از کجا آغاز کنم بیان قصه ای را که گویای عظمت و شکوه یک عشق باشد ، قصه عشق شیرین که از دریا کهنسالتر  است

حقیقتی ساده از عشقی که او برایم به ارمغان می آورد .      

 از کجا آغاز کنم :

و او همانند باران تابستانی که زمین را به سطحی درخشان مبدل می سازد به دنیای خالی من مفهوم می بخشد .

او قلب مرا لبریز می کند ، او دل مرا  با احساسی خاص لبریز می کند ،

 با آوای فرشتگان و با تخیلات نیالوده او روح مرا از عشقی والا و بی کران سر شار می سازد آنگونه که هر کجا بروم هرگز تنها نخواهم ماند،

با وجود او چه کسی می تواند تنها باشد .

به راستی این عشق تا چه هنگام دوام خواهد داشت؟!

 آیا می توان عمر عشق را با مبنای نور و ساعت سنجید ؟!

 اکنون جوابی ندارم اما همین قدر قادرم بگویم که : 

                   

                   به او نیاز دارم او قلب مرا لبریز می کند .

 



جمعه پانزدهم دی 1385 :: 22:27 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



جمعه پانزدهم دی 1385 :: 11:32 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگيرم

 در چشمانت خيره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم ...

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بشينم سر رو شانه هايت بگذارم ...

از عشق تو ... از داشتن تو ... اشک شوق ريزم ...منتظر لحظه ای هستم ...

لحظه ای مقدس ... منتظر لحظه ی پيوند ... که تو را در اغوش گيرم ...

بوسه ای از سر عشق تقديم تو کنم ...

 

و با تمام وجودم عشقم و قلبم را به تو هديه کنم ...

اری من منتظرم ...

منتظر لحظه ای پاک و مقدس که به تو بگويم هستی ام ... هم نفسم ...

مونس شب های بی قراری ام ... من دوستت دارم ...

اری من عاشق توام

 



جمعه پانزدهم دی 1385 :: 11:30 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



جمعه پانزدهم دی 1385 :: 11:27 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

دستان مرا بگیر

 

حسرت نمی گذارد تو را فراموشت کنم و عشق مانع ایست قلبی و

 

تنها نگاه تو می تواند مانع از این مرگ شود

 

دوستت دارم و می خواهم در کنار من بمانی

 

بگذار این حسرت به واقعیتی تبدیل شود و

 

در کنارت بودن را احساس کنم

 

ای کاش می توانستی دیدگان شسته شده از اشک مرا ببینی و

 

دستان مرا در حالی که تو را نشانه رفته اند و

 

تنها با صدای قلب تو خو گرفته اند را احساس کنی

 

لحظه لحظه های تنهایی من با تو و به یاد تو پر می شود و

 

بدان تنها تو دلیل زنده بودنی

 



جمعه پانزدهم دی 1385 :: 11:24 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



جمعه پانزدهم دی 1385 :: 11:22 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

از شادی توست که من در دل می خندم ، از امید رهایی توست که برق امید در چشمان خسته ام می درخشد و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در دیده هایم احساس می کنم ، نمی توانم خوب حرف بزنم ، نیروی شگفتی را که در زیر این کلمات ساده و جمله های ضعیف و افتاده پنهان کرده ام ، دریاب ! دریاب !

من تو را دوست دارم ، همه زندگی ام و همه روزها و شبهای زندگی ام ، همه هر لحظه از زندگی ام به این دوستی شهادت می دهند ، شاهد بوده اند و شاهد هستند .

 آزادی تو مذهب من است .  ..

 

                            خوشبختی تو عشق من است .

                                                               آینده ی تو تنها آرزوی من است

 



جمعه پانزدهم دی 1385 :: 8:57 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

امروز تولد يك سالگي وبلاگمونه.روزي كه عشقم مهدي اين وبلاگ رو بهم هديه داد و تصميم گرفتيم از عشقمون خاطره بسازيم.يه خاطره موندگار.خواستيم با اين وبلاگ به هم بگيم كه چه قدر همديگرو دوست داريم و به كساني كه لطف ميكنن و به ما سر ميزنن بگيم كه هنوزم عشق واقعي وجود داره.عشقي كه قلبت فقط و فقط به خاطر اون مي تپه.عشقي كه بعد از اين همه مدت هنوزم با شنيدن صداش دست و پاتو گم ميكني و اون موقع هست كه ميتوني صداي تپش قلبت رو به وضوح بشنوي.

از همين جا ميخوام به مهدي م  بگم كه جاش براي هميشه تو قلبمه.بگم كه اولين و آخرين عشقمه و هميشه و تا پاي جون باهاشم.

عزير دلم دوست داشتني ترين لحظه زندگيم وقتي كه نگاهم به نگاه عاشقت گره بخوره.اون موقع دوست دارم زمان براي هميشه بايسته و من تا هميشه به چشات خيره شم.

به من نگاه كن همين حالا كه از تو دورم و دلتنگ.به من نگاه كن و دستانم را بگير.مني كه دلتنگي را نمي شناسم با تو ولي بي تو دلتنگم.مرا ببين دستانم را بگير و به چشمانم نگاه كن بگو كه تا ابد با مني.به من بگو كه تا هميشه عاشقم مي ماني.بگو كه حتي اگر روزي كسي مثل من ادعا كرد كه برايت مي ميرد عشقش را نپذيري چون نهايت عشق من براي توست.فقط تو.    چشمانم به تو دروغ نمي گويند به آنها نگاه كن...

 



جمعه پانزدهم دی 1385 :: 0:40 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

 



پنجشنبه چهاردهم دی 1385 :: 22:8 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



شنبه نهم دی 1385 :: 1:52 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

بگو چگونه خداوند آفریده تو را؟
که آنچنان که تو هستی
کسی ندیده تو را
چه نقش معجزه یی بوده ای
که دست خدا به هر چه
رنگ خدا داشته کشیده تو را
به نیمه های شب از خواب دیده باز مکن
که اشتباه نگیرند با سپیده تو را
نه وهم خالصی ای گل
نه واقعیت محض میان این دو
دل من به خواب دیده تو را
نشد که وصف تو گویم به صد غزل
هیهات مگر که وصف کنم در دو صد قصیده تو را
گرانبهاتری از یوسف و، زلیخا
واز دلم به قیمت رسوایی اش خریده تو را
خوشا به حال من ای معنی نهایت گل
که از برای دلم دست عشق چیده تو را
زپشت پنجره ام، بی صدا چه می گذرد
قسم به عشق ، که گوش دلم شنیده تو را
خدای عشق به جان من آفرین گوید
که از میان همه خلق برگزیده ام تو را

 



شنبه نهم دی 1385 :: 1:51 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

دیشب دوباره خسته ز ره آمدی و من

دیدم که چشمهای تو لبریز خستگیست

دیدم که مانده زان همه شور و نشاط و عشق

یک جسم بی نشاط که محکوم زندگیست

از خاطرت مبر که جوانی همیشه هست

آری بهار عمر چمن جاودانه نیست

دست مرا بگیر که دنیا از آن ماست

پروا نکن، بگو ، درنگت برای چیست؟

ما چون پرنده ایم،سبک بال و پر توان

اندیشه کن که چرخ نیلگون برای کیست؟

افسردگی رها کن،آزاد و ساده باش

پاگیر بندها چو شدی،اوج بندگیست

 



شنبه نهم دی 1385 :: 1:39 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 
می خوانمت بارها و بارها همچون لوح تقدیر بر صفحهء  زندگیم.
حرکتی بود در فضای آسمان تقدیر و آنگاه شدی تک ستارهء پرنور این لوح.
می گو یمت که با آمدنت سکوت عشقم شکست و اکنون میدانم که عاشقم؛
و هر آنچه را که نشئت گرفته از وجودم بود، با نگاهی پرشور و عشقی بی پایان به تو تقدیم میکنم.
دوست دارم مرا در انتظار نگاهت باقی نگذاری و تلالو وجودت همیشه آفتاب خانهء من باشد.
 


شنبه نهم دی 1385 :: 1:38 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
لحظه های با تو بودن � یادمه صحنه به صحنه
رختی از ترانه دارم �‌ واسه این بغض برهنه
فاصله چن تا قدم بود � نه هزار سال نوری
تو نخواستی که بمونی � حالا نزدیکی و دوری
دوری اما پش رومی � ای دلیل خوب تکرار
تویی عکس برگ آخر � رو تن کبود دیوار
ای نفس ساز همیشه
 با تو بی قفس ترینم
بی تو حبسی سکوتم
زیر خط نقطه چینم
عطش ناب یه شعری � تو تن حریض دفتر
غزل زخمی حافظ � سط سرخ حرف آخر
یه طنین ناتمومی � یه حضور ناسروده
منم آوازه ی طعم � بوسه های ناربوده
چه پر آوازه سکوتت � بعد ازاین همه ترانه
خط سیر یه حریقی � از جرقه تا زبانه
ای نفس ساز همیشه
با تو بی قفس ترینم
بی تو حبسی سکوتم
زیر خط نقطه چینم
 


سه شنبه پنجم دی 1385 :: 20:14 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 

گاهي سرماي زمستان روابط را تيره مي كند

به گرماي اين شعله عظيم ايمان بياور

عشق...

نجاتمان خواهد داد

 



یکشنبه سوم دی 1385 :: 14:17 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

 



یکشنبه سوم دی 1385 :: 14:15 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

 



یکشنبه سوم دی 1385 :: 14:12 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

تقدیم به عشقم نگین

 



یکشنبه سوم دی 1385 :: 14:11 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

 



یکشنبه سوم دی 1385 :: 14:3 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

 



شنبه دوم دی 1385 :: 19:18 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 

 



جمعه یکم دی 1385 :: 21:15 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



جمعه یکم دی 1385 :: 9:45 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



جمعه یکم دی 1385 :: 9:43 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 
برقـص درا و شبي را با ما به سر کن
يـلـداي دل را در اين خانقاه سحر کن
انـار و ســيـب و طـرب ، آيـيـنـه ار
بخـوان امشـب ، شـبي را احـيا کـن
بنام کودکي مستانه ات، همچون شبي
بنوش جام صبوريم را ، مرا صدا کن
مي رقصم و مي نازم و مي تازم و مي بازم
تو همچو شهابي ، مرا احيا کند
در سماع آي وزسرخرقه براندازو برقص
جان خسته مرا توماواي دوباره کن
هزار بار خواندمت و نشـنيدم جوابي
چودي باز مرا بانوي خويش خطاب کن
همچو حافظ روم جامه قبا باز امشب
تو مرانگين شهرت ، مريــم ،زسر آغـاز کن
 
 


جمعه یکم دی 1385 :: 9:41 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
 
هـــــــــمه می گن عاشقی واسه يه لــــحظه ست
 
اما من خوب می دونم اين عاشقی پر از ستاره ست
 
ايــــــــن همه نقــــش کبـــــوتر روی قــــالی دلامون
 
چــــــند تا اشـــک عـــاشقونه واسه مرهم چشامون
 
می گه دل بـــــــرای عشقش صد هــــزار بهونه داره
 
تـــــوی حـــنجره صـــــــــدای درد عـــــــاشقونه داره
 
صــــــدای هق هق عاشق مث ساز يک تـــرانه ست
 
پشت پنجره يه بغض بی صـــدا و بی نشـــــونه ست
 
آره عاشــــقی يـــــه جرم واســـه مــــــوندن و نرفتن
 
رســـــــــم عــــــاشقی يـــــــه راز مث پرواز و پريدن
 
 


 
درباره وبلاگ

با سلام خدمت همه عزیزان
این سایت در بر گیردنده احساسات و نوشته ها ما ( نگین ، مهدی) می باشد .امید وارم برای شما عزیزان مفید باشد ضمنا استفاده از کلیه عکس ها و نوشته های این وبلاگ برای عاشقان مجاز و آزاد است.
به امید روزی که هیچ پرنده عاشقی تنها نباشد.
برای استفاده کامل از مطالب سایت از آرشیو موضوعی استفاده کنید



منبع کد اهنگ گرگان نت

بهترین ها در گرگان نت

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس