|
عشق من ::: نگین و مهدی :::
دو قدم بیش نیست این همه راه،راه نزدیک شد سخن کوتاه :::صبر،آرامش،تلاش:::
|
|
||
|
عشق یخ همه چیز رو می شکنه
چگونه دوست دارمت ؟! اینا هم اند راحوالات شب یلدا
برای همه عزیزان امید زندگی پراز موفقیت می کنیم
شب یلدا مبارک
اين همه آشفته حالي ، اين همه نازك خيالي اي به دوش افكنده گيسو ،از تو دارم ، از تودارم اين غرور عشق ومستي ،خنده بر غوغاي هستي اي سيه چشم و سيه مو از تو دارم ، از تو دارم اين تو بودي كز از ل خواندي به من درس وفا را اين تو بودي ، آشنا كردي به عشق اين مبتلا را من كه اين حاشا نكردم ، از غمت پروا نكردم دين من ، دنياي من ، از عشق جاويدان تو رونق گرفته سوز من ، سوداي من ، از نور بي پايان تو رونق گرفته من خود آتشي كه مرا داده رنگ فنا مي شناسم من خود شيوه نگه ، چشم مست تورا مي شناسم ديگر اي برگشته مژگان ،از نگاهم رو نگردان دين من ، دنياي من از عشق جاويدان تو رونق گرفته سوز من ، سوداي من از نور بي پايان تو رونق گرفته اين همه آشفته حالي ، اين همه نازك خيالي اي به دوش افكنده گيسو ، از تو دارم ، از تو دارم اين غرور و عشق و مستي ، خنده بر غوغاي مستي اي سيه چشم و سيه مو از تو دارم از تو دارم قلب تو پناه مهر پاك منست وين سينه پناه مهرباني تو اي شاخه ي سبز مهر خسته مباد گلهاي سپيد شدماني تو از بوي بنفشگان گيسوي تو پرواز پرستوان سركش ياد پرواي شكيب آهوان گريز سرشاري تاك و ميگساري باد تو آينه ي سپيد بخت مني مهر تو گواه بختياري من اي بي تو يگانه غمگساري من با ياد مني و يادگار مني افسانه مهري اي به ياد تو ياد اي سينه پناه جاودان تو باد بر تن خورشيد مي پيچد به ناز چادر نيلوفري رنگ غروب تك درختي خشك در پهناي دشت تشنه مي ماند در اين تنگ غروب از كبود آسمان هاي روشني مي گريزد جانب آفاق دور در افق بر لاله سرخ شفق مي چكد از ابرها باران نور مي گشايد دود شب آغوش خويش زندگي را تنگ مي گيرد به بر باد وحشي مي دود در كوچه ها تيرگي سر مي شكد از بام و در شهر مي خوابد به لالاي سكوت اختران نجوا كنان بر بام شب نرم نرمك باده مهتاب را ماه مي ريزد درون جام شب نيمه شب ابري به پهناي سپهر مي رسد از راه و مي تازد به ماه جغد مي خندد به روي كاج پير شاعري مي ماند و شامي سياه دردل تاريك اين شب هاي سرد اي اميد نا اميدي هاي من برق چشمان تو همچون آفتاب مي درخشد بر رخ فرداي من دو شاخه نرگست اي يار دلبند چه خوش عطري درين ايوان پراكند اگر صد گونه غم داري چو نرگس به روي زندگي لبخند لبخند گل نارنج و تنگ آب و ماهي صفاي آسمان صبحگاهي بيا تا عيدي از حافظ بگيريم كه از او مي ستاني هر چه مي خواهي سحر ديدم درخت ارغواني كشيده سر به بام خسته جاني بهارت خوش كه فكر ديگراني سري از بوي گلها مست داري كتاب و ساغري در دست داري دلي را هم اگر خشنود كردي به گيتي هرچه شادي هست داري چمن دلكش زمين خرم هوا تر نشستن پاي گندم زار خوشتر اميد تازه را درياب و درياب غم ديرينه را بگذار و بگذر پنجره ، سبز ، زرد ، قرمز و يك جفت چشم به دنبال يك قد رعنا و يك سينه آكنده از اضطراب و يك قلب تپنده براي يك عشق ؛ يك عشق ديرين اما دست نيافتني . انتظار براي يك لحظه ، حتي يك لحظه ي كوتاه ، ... به دنبال نگاهي گريزان دويدن چقدر سخت است . به دنبال قلبي پريشان گريستن چقدر سخت است . و باز هم پنجره و قد سروي روبروي اين پنجره . پنجره ي نگاه من به دنبال سرو سهي و دريچه ي نگاه او به دنبال پروانه اي ظريف. پروانه به دنبال گلي زيبا ، سرو به دنبال پروانه و پنجره منتظر نگاه سرو. اين چه تسلسلي است؟ همگي يك طرفه ! همگي مي سوزند در تب عشق ، اما عشقي بدون معشوق . نابود باد تسلسل بدون معشوق.
زندگی خالی است آن را پر کن.
عشق يعني: بي تو هرگز .... پس بمان تا سحر از عاشقي با او بخوان عشق يعني: هرچه داري نيم كن از برايش قلب خود تقديم كن
گويند كه مكتب عشق را 10 كلاس است:
1. نگاه 2. عشق 3. مهر و محبت 4. عاطفه و احساس 5. دوستي 6. خواستن 7. بوسه 8. ازدواج 9. زندگي 10. مرگ
برای دلاور عشق نا ممکن وجود ندارد * او از سکوت * بی تفاوتی و طرد نمی هراسد و می داند پشت نقاب منجمد آدمیان * قلبی سوزان * وجود دارد. دلاور بیش از دیگران خطر را به جان می خرد. او مدام دنبال عشق محبوب است * حتی اگر واژه « نه » را بشنود و شکست خورده به خانه بازگردد احساس کند که جسم و روحش طرد شده است. هنگامیکه دلاور در پی نیاز خود است * هراس به دل راه نمی دهد * چرا که بدون عشق هیچ است!
« پائلو گئیدو »
من به دستاي نگاهت دل خود رو مي سپارم هستيم يه قلب پاكه كه برات هديه ميارم واسه ما فرقي نداره كه چه قدر فاصله داريم هر جاي دنيا كه باشيم واسه هم پر در مياريم ميدونم با گوش جونت ميشنوي ترانه هامو اين همه فرياد ميشناسي رنگ صدامو توي اسمون رويا تو پري شب نوري توعزيز ترين ستاره از يه آسمون دوري تو برام رنگ خيالي توي بي رحمي دنيا مثل اسمون رويا ابي قشنگ دريا روزی دل من که تهی بود و غریب
چه كسي ميتواند نگاه تو را كه كهكشانها را به وجد مي اورد بسرايد؟دنيا در سر انگشتانتو نشسته بود و تو از پنجره اي بديع به جبروت خدا مينگرستي .من همه نفسهاي تو را مرور كرده ام انگار سنگين ترين غمها همسايه ديوار به ديوار دل تو بودند.خوشا به حال چشماني كه هر روز صبح تو را مي ديدند اگر چه هيچ گاه تو را نشناختند و اجازه ندادند كه در ايوانشان فرود ايي كاش در زمان تو به دنيا ميامدمهر روز روبه روي خانه بي ريا تو مينشستم. Angels Do Exist... but, sometimes, they don't have wings, We call them Friends!.
فرشتگان وجود دارند.. اما بعضي اوقات بال ندارن و ما به اونا ميگيم دوست! كاش همچون حوا
مهربانیت را دیده ام نه در خواب .. که در آبی ترین لحظه های آبی بودنت و آمده ام که بمانم اگر ماندن را بخواهی ... از تو ابدیتی خواهم ساخت که عشق ، اول و آخرحادثه ی من و تو باشد و دل ، هدیه ای که همیشه در تصرف چشمانت خواهد بود !!!..
کاش میشد زمان را در لحظه های با تو بودن خلاصه کرد و عطر نفسهایت را بر تاروپود این لحظه ها پاشید و باز هم دوباره از رویای برفی می نویسم تمام شهر را سفیدی فراگرفته بود گویی آسمان عروسی زمین را جشن می گرفت و لحظه رویایی اوج فرا رسیده بود لحظه ای که نگاهم در نگاهت گره خورده بود و به سرزمین رویایی چشمانت راه پیدا کرده بودم. دیگر میان ما هیچ دیوار فاصله ای نبود، گویی با دستانمان تمامی دیوارها را ویران کرده بودیم و حالا زمان رسیدن ما به هم بود و زمان تولد رویای برفی فرا رسید......... و رویای برفی متولد شد............ درست همان موقع که با من از آن روز رویایی گفتی ولی افسوس که عمر رویای برفی هم همانند دانه های سفید برف کوتاه بود و به خاطره ها پیوست. و باز هم حصار دیوارهای فاصله مارا از هم جدا کرده ولی باز هم از پشت این دیوارها سنگی نام تورا فریاد میزنم و با تمام وجود می گوییم دوستت دارم
هرگز . . . هرگز تو را فراموش نخواهم کرد حتی اگر مرا از یاد ببری و هرگز از تو رنجور نخواهم شد چرا که تورا دوست دارم. دیوانه وار عاشقت شدم چرا که مهربانی را در وجودت دیدم. با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم. آنگاه که از برابر دیدگانم دور شوی خورشید وجودت پنهان میگردد وابرهای غم و اندوه مرا در بر می گیرد و به دنیای غریبی می برد همیشه در قلبم حضور داری و عشقت زندگی ام را گل باران کرده است. تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز به دنبالت طی خواهم کرد و
تو غربتی که سرده
تويي آواز دل من
بگذار آن باشم که در کوهساران با تو گام بر می دارد بگذار آن باشم که در کنار تو گل می چیند بگذار آن باشم که از ژرفای احساسات خود به او می گویی بگذار آن باشم که رازهایت را به او می گویی بگذار آن باشم که در شادی همراه او می خندی بگذار آن باشم که تو عاشقش هستی
با آهنگ عشقمان با من برقص بیا در سراسر زندگی در کنار هم گام برداریم،بیا تا ابد در هر قدم از این سفر یکدیگر را عاشقانه در آغوش گیریم
بدان كه براي زيستن دو قلب لازم است... قلبي كه هديه دهد وقلبي كه هديه پذيرد. قلبي كه سخن گويد وقلبي كه پاسخ دهد. قلبي كه دوستش بداري و قلبي كه دوستت بدارد
هر وقت تونستی برفها رو مشکی کنی هر وقت تونستی پر کلاغ رو سفید کنی هر وقت تونستی آتیش رو بوس کنی هر وقت تونستی توی آب نفس عمیق بکشی بدون من هم می تونم فراموشت کنم
باز هم براي تو مي نويسم تا بداني ياد تو در لحظه لحظه من جاريست باز هم از ديوارهاي فاصله عبور مي كنم و در ژرفاي لحظه با تو بودن گم ميشوم و در ان لحظه رويايي در درياي بي پايان چشمانت غرق ميشوم تا در ان لحظه در نگاه تو گم شوم تا خودم را بيابم و از زندان لحظه هاي بي تو بودن رها شوم شايد بتوانم به روياي با تو بودن برسم و چه روياي شيرينيست روياي با تو بودن رويايي كه دست من را به دستان گرم تو ميرساند آنگاه من در گرماي وجود تو ذوب مي شوم. در آن زمان زبان از سخن گفتن عاجز است در اين روياي دلنشين تنها دلهاي ما هستند كه با هم نجوا مي كنند گويي از پيوند دستهاي ما روح ما نيز به هم پيوند خورده است
هروقت احساس دلتنگي كردي اين حقيقت رو به ياد داشته باش كه يك نفر همه روياش لبخند توست گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم.
عزيزم توجاده فدا شدن
تمام راهها به گيسوان تو ختم مي شوند . تمام ابرها در دستان تو به دنيا مي آيندو تمام آفتابها
عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هر چه بيني عکس يار
شعر چشمانت سرودنی نیست بارها خواسته ام در وصفت چیزی بگویم اما زبانم یاری نمی کند مهربانی که در تو دیده ام و صداقتی که در چشمانت موج می زند هیچ کجا سراغ ندارم هیچ آینه ای تو را آنگونه که هستی نشان نمی دهد فقط من می دانم تو کیستی و همین کافیست برای یک عمر با تو ماندن ...
تقديم به کسي که آفتاب مهرش هرگز در آسمان قلبم غروب نخواهد کرد اميد زندگيم تو را دوست دارم مانند يک گل، گل را براي لحظه اي ،و تو را براي هميشه ، تو را که هميشه و همه جا در قلب من و زندگي من بدون تو مفهوم ندارد و تنها کسي که مرهم زخم من مي باشد تويي. اي که با نگاهت عشق را در وجودم شکوفا کردي با تو زنده ام ، بي تو مي ميرم ، تو آمدي و قفل صندوقچه اسرارم را گشودي و در کنج کلبۀ دلم مسکن گزيدي و به قصر روشن مبدل کردي . " عشق عزيزم تو را به اندازۀ ستاره هاي آسمان دوست دارم..."
( با عرض سلام خدمت یاسمن عزیز - بازدیدکننده که هر روز میاد و نظر می ده ولی بدون نشونی . از شما دوست عزیز درخواستی داشتیم که حداقل یه ادرس mail از خود به جا بگذارد كه ما جوياي احوال شما باشيم. با تشكر ::: نگين و مهدي ::: )
ای ماه رُخت داده به خورشید خجالت
وی در همه آفاق ِجهان نیست مثالت
عشق تو چو شمعی است بود روشنی دل
مهر تو چوهادی است به دلهای ضلالت
درامرتو نبود بکسی گفت وشنودی
در کارتو نبود به کسی راه دخالت
درکوی خرابات چه ما سیر نمودیم
درهرنفسی دردل ما بود خیالت
گرحُسن جمال ِتو به من جلوه نماید
چون برهمه کس فخر بود جاه وجلالت
صادق تو اگر صبرکنی در غم عشقش
شاید بزداید ز دلت زنگ ملامت
چشم هایم را قربانی میکنم ؛ شاید بی واسطه بیایی و دستهایت آشیانه مهر شود میدانی ...گنجشک ها هم عاشق می شوند وگرنه هر صبح برای که بال می گشایند؟ آسمان هم باید عاشق باشد که این چنین بی مضایقه می بارد ؛ بگذار آنقدر از تو پر شوم که دیگر جایی برای خودم نماند گاهی وقت ها که به دلم سرک میکشم فقط تویی و تو نمیدانم چرا این قدر برای من بزرگی و من چرا اینقدر به مهربانیت عاشقم حرفهای تنهایی ام اگر به گوش تو نرسد چقدر بیچاره ام راستی !اگر ستاره ها نباشند به کدام روشنی باید دل بست همیشه باید یک چیز عزیز باشد ؛ یک حضور بزرگ یک حس خوب که همیشه به بهانه اش زنده ای ... و من ایمان دارم که........ که تو همان چیز بزرگ و عزیزی و از هوای بودن توست که نفس میکشم
هديه من برايت .......... خواستم هديه ای برايت بفرستم گل گفت : مرا بفرست خار گفت: مرا بفرست تا به چشم دشمنانش فرو روم گفتم او آنقدر مهربان است که دشمن ندارد بلبل گفت مرا بفرست تا با آوازم او را شاد سازم گفتم نه او خوش صداست ناگهان صدای قلبم به گوشم رسيد صدای تاپ تاپ قلبم بود که می گفت مرا بفرست تادوستش بدارم با همه شاد باش اما به یه نفر لبخند بزن به همه عشق بورز اما قلبت را به یک نفر بسپار بذار همه دوستت داشته باشن اما فقط یه نفر را دوست داشته باش
می دونی فاصله بین انگشتانت برای چیه ؟ برای اینکه یکی دیگه بیاد پرش کنه پس دستاتو به دست هر کسی نده بزار اون جای خالی رو یه دستی که تا ابد باهاته پر کنه
فرق عشق و دوست داشتن... عشق در لحظه پديد مي آيد، دوست داشتن در امتداد زمان . عشق معيارها را در هم مي ريزد ، دوست داشتن بر پايه معيارها بنا مي شود . عشق ويران كردن خويش است و دوست داشتن ساختني عظيم . عشق ناگهان و ناخواسته شعله مي کشد، دوست داشتن از شناختن سرچشمه مي گيرد عشق قانون نمي شناسد ، دوست داشتن، اوج احترام به مجموعه اي از قوانين طبيعي است عشق فوران مي کند چون آتشفشان و شره مي کند چون آبشاري عظيم،دوست داشتن جاري مي شود چون رودخانه بر بستري با شيب نرم . عشق ، دق الباب نمي کند ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست ، درويش نيست،حسابگر نيست ، سر به زير نيست ، مطيع نيست ،ديوار را باور نمي کند ، کوه را باور نمي کند ، گرداب را باور نمي کند ، زخم دهان باز کرده را باور نمي کند ، مرگ را باور نمي کند؛ و در آخر سربازي نرفته نيست؛ دشمن هم نيست . *عشق لطفي است بي معنا *عشق موجي است بي دريا *عشق افسانه اي است گنگ *عشق سوختن وخاكستر شدن است پرنده را دوست دارم نه در قفس عشق را دوست دارم نه براي هوس تو را دوست دارم تا آخرين نفس!!! دوست داشتن برتر از عشق است... |
درباره وبلاگ
![]() با سلام خدمت همه عزیزان این سایت در بر گیردنده احساسات و نوشته ها ما ( نگین ، مهدی) می باشد .امید وارم برای شما عزیزان مفید باشد ضمنا استفاده از کلیه عکس ها و نوشته های این وبلاگ برای عاشقان مجاز و آزاد است. به امید روزی که هیچ پرنده عاشقی تنها نباشد. برای استفاده کامل از مطالب سایت از آرشیو موضوعی استفاده کنید آرشيو وبلاگ
آذر 1388
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
||