|
عشق من ::: نگین و مهدی :::
دو قدم بیش نیست این همه راه،راه نزدیک شد سخن کوتاه :::صبر،آرامش،تلاش:::
|
|
||
|
هیچ وقت دلت بارونی نباشه بارون رو قلب شیشه ها هی جا می ذاره رد پا
یادت میاد رو قلب من هی تازیانه می زدی
لحظهاي قبل از خود پرسيدم مفهوم عشق چيست؟ عاشق كيست؟ آيا واقعاً عشق درياييست؟ عاشق غرق در درياست؟ آيا وصال معشوق واقعاً يك روياست؟ عاشق متحمل همة دردهاست؟ و لحظهاي بعد ميدانستم كه عشق خويشتن زندگيست عاشق انسانيست محتاج به عشق، احتياجش بيش از نياز او به هوا و ميدانستم كه عشق نه فقط دريا،كل هستيست عاشق زير مجموعة عشقيست به اسم هستي معشوق،حاصل ذهن عاشق و ساكن قلب اوست عاشق،حاصل ناز معشوق و اسير در عشق اوست … ليك،ذات عشق اين است غير ممكن در سكوت سكوت در نهايت درد عاشق نه دردمند
اگه دلم تنگ مي شه خيلي برات منو ببخش
اگه نگام گم مي شه تو شهر چشات منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو مي شمرم
اگه همش پيش همه بهت مي گم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم
منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب مي بينم
منو ببخش اگه تو رو مي سپرمت دست خدا
اگه پيش غريبه ها به جاي تو مي گم شما
منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي كمم
تو يه فرشته اي و من خيلي باشم،يه آدمم
منو ببخش اگه فقط مي خام بشي مال خودم
. ببخش اگه كمم ولي زيادي عاشقت شدم
رنگين كمان پاداش كسي است كه تا آخرين لحظه زير باران بماند يك روز چه عاشقانه نگاه بر نگاه پر مهرم دوختي و چه با شكوه و حرير وار چون برگ گلي برايم زمزمه كردي:"دوستت دارم" اي كاش لحظه را سرگرم مي ساختي و من دقايق را به دياري ديگر مي فرستادم و پروردگار عاشقان زمان را كه دوان دوان و بي وقفه راهپيمايي مي كند براي فراغت به دياري دور دست تبعيد مي كرد و در آن لحظه پرشور "من و تو" به ابديت پيوند مي خورديم باورم كن!باورم كن و بنگر كه چگونه نگاهم هم اكنون نيز مشتاق نگاه پراحساس توست و بر دقايق خرده مي گيرد كه چرا نمي گذرند تا من زودتر به "تو"به تو كه در دوردست ها انتظارم را عاشقانه مي كشي دست يابم ميدانم هنوز قلبت از شور عشقي عاشقانه در قلبم مي كوبد و ديوانه وار نام تو را بر ديواره سينه ام حكاكي ميكند ميدانم چشمان پرحرارت از گرمي عشقمان چگونه نوازش گرانه بانوي نرم و لطيف نسيم را مي نگرد و بوسه ابديت را بر لبان او مهر مي زند تا بر لبان و گونه هاي سرد و يخ زده ام كه در انتظار پيوند تو آرام آرام بي جان مي شود هديه آورد ميدانم هنوز قلبم كه بر سينه خاك خفته است تو را فرياد ميزند و قلب تو در سينه من عشقمان را عظمت بي پايان و جاودان تپش عاشقانه اش را بر جهانيان آشكار مي نمايد براي نسيم بخوان.بخوان تا زمزمه هاي عاشقانه ات وجودم را گرم نگه دارد.بخوان و بگو كه در انتظارم.شعله هاي عشقمان را در ني ني نگاهت گرم و سوزان باقي نگه ميداري تا من نيز به تو پيوند خورم پيوندي دوباره اما جدانشدني. همچو قلب هاي عاشقمان كه عاشقانه ميتپد و سرود عشق را بر لبانمان جاري ميسازد
زندگی یعنی با نگین بودن این فال در مورد سبک بوسیدن متولدین ماه های مختلف است. امیدوارم با خواندن این فال بتوانید با شخصیت معشوقتان بیشتر آشنا شوید و ببینید که لبهایتان چه سرنوشت عشقی برای شما رقم می زند!
بوسه های شما تند و سریع و بسیار پرحرارت هستند که نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما این احساس داغ و سوزان خیلی زود فروکش می کند.
بوسه های شما با تعلل صورت می گیرد اما بوسه هایی ژرف و با احساس هستند که پی در پی می آیند و می آیند و...
بوسه های شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازی قطع می شود اما با تکرار بیشتر ان معشوقه تان بیشتر طلب میکند
بوسه های شما گرم و لطیف است، و دوست دارید تا ابد به آن ادامه دهید...
بوسه های شما وحشی و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هیچگاه موقع بوسیدن از بروز احساسات خود جلوگیری نمی کنید و دوست دارید دیگران شما را به این خاطر تشویق کنند.
بوسه های شما بسیار دقیق، ظریف و ماهرانه است و معشوقتان زمانی متوجه آن می شود که شما کارتان را تمام کرده اید.
آنقدر نگران وضعیت تنفستان هستید که نمی توانید خوب به بوسیدنتان بپردازید.
شما خیلی زود از بوسیدن می گذرید و به سراغ......چیزی می روید که پشت سر آن برسد.
بوسه های شما غافلگیر کننده و خود به خودی هستند که باعث می شود معشوقتان بیشتر و بیشتر طلب کند.
بوسه های شما لحظه ی خلاص شدن و آزادی از استرسی است که در طول روز اسیرتان کرده است.
بوسه های شما لذت بخش هستند و هنگام بوسیدن چشمانتان را باز نگاه می دارید!
بوسه های شما رویایی، خیال انگیز، عاشقانه و ابدی است.
Only You is in my mind
I Love you. I fall in Love with you
Love Is Only NEGIN
تو مي آيي مي دانم كه مي آيي... تو را ديشب من از لحن عجيب بغض هايم خوب فهميدم... تو را بي وقفه از باران پاك چشمهايم سير نوشيدم. تو مي آيي... مي دانم كه مي آيي و بر ابهام يك بودن نگين آبي احساس مي بندي و از تكرار پوچ لحظه هاي سرد تنهايي مرا بر نبض پر كار شكفتن مي نشاني... تو مي آيي... خوب مي دانم كه پروانه نشانت را ميان قاصدك ها ديد ميان قاصدك هايي كه از من تا نهايت! دور مي شد... تو مي آيي و من از نگاه سرد آيينه شبيه دختري از جنس يك پرواز ميان گرمي دستان پر مهرت دوباره باز مي گيري... تو مي آيي خوب مي دانم تو مي آيي و من را در حريم امن چشمانت به آرامش به فردايي پر از شوق و تپش هايي مقدس ! مي رساني... تو مي آيي خوب مي دانم تو مي آيي... عشق يعني : خواستن براي دوست زيستن براي دوست بودن براي دوست مردن براي دوست بي آن كه باشي و بخواهي كه باشي عشق يعني: مناجات شب هاي تنهايي وضو با قطرات اشك گرفتن عشق يعني: روزي بي صدا بار سفر بستن و رفتن عشق يعني: چون خورشيد تابيدن بر شب هاي دوست وچون برف ذوب شدن بر غم هاي دوست عشق يعني: پرستش بدون چشمداشت نيايش بدون خواهش ستايش بي صدا رفاقت بي جفا و صداقت بي ريا پس من عاشقتم
امیدوار باش به روزهای روشن فردا به آسمان آبی به رودهای خروشان نگاه کن هنوز گلدان احساست شاخه ی محبت دارد اگر گل محبت خدا را در گلدان دلت آبیاری کنی همیشه پر عطر یاس پر احساس پر چلچله ها خواهی بود. مطمئن باش خدا همیشه با ماست .
درد هجري كشيده ام كه مپرس زهر هجري كشيده ام كه مپرس گشته ام در جهان و آخر كار دلبري بر گزيده ام كه مپرس آنچنان در هواي خاك درش مي رود آب ديده ام كه مپرس من به گوش خود از دهانش دوش سخناني شنيده ام كه مپرس سوي من لب چه ميگزي كه مگوي لب لعلي گزيده ام كه مپرس بي تو در كلبه گدايي خويش رنجهايي كشيده ام كه مپرس همچو حافظ غريب در ره عشق به مقامي رسيده ام كه مپرس
تو رهاترين صدايي توي نجواي شبانه بين اين همه جدايي تويي حرف عاشقانه تو شروع قصه هايي توي ذهن ساكت من واژه واژه جون مي گيره از تن تو اين ترانه مرده بودم اگه عشقت نرسيده بود به دادم عشق پاك و آسمونيت منو برد تا بي كرانه واسه زندگيم اميدي بي تو من تنهاترينم تويي تو براي بودن بي ريا ترين بهانه همه عشق من تو هستي تويي معناي شكفتن تويي آرامش قلبم مث روياي شبانه
چرا پنهان کنی دانم نگاهی سوی من داری/ازآن برق نگه یک لحظه ام آرام نگذاری اگرمن دردعشقت را به جان دارم همی دانم/تو ای نازآفرین بردرد عشق من گرفتاری نه تنها چشم من شب تاسحربیدار می ماند/گواهم رنگ رخسارت تو چون من نیز بیداری زهجرت گر من آشفته,مغموم وپریشانم/توهم از دوری من ناشکیب وزرد رخساری به هرجا میروم چون سایه دنبالم روان هستی/توازمن بیشترای آشنا مشتاق دیداری دهندت پندتاعشق مرا ازدلت برون سازی/ازاین اندرزهای تلخ میدانم که بیزاری عشق را با تو شناختم و محبت را در چشمان تو یافتم
بوی غربت میدهم اما غریبه نیستم
آفتاب درخـــــــــشان و تابش نور خورشـــــــــید ، تحرک را از من گرفته
گــــــــویی به خـــــــــــواب رفته ام کنار چشـــــــــــــمه ای که خورشید جنوب
به آن گرمای دلــــــــــــپـــــذیرداده اســــــــت انتظارت را می کشــــــــــــم
انتظار تو را ای عـــــــــــــــشق زیبای من
از من بخواه بمیرم اما از من نخواه که بدون تو زنده بمانم........
اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد قول نمی دم می خندونمت ولی می تونم باهات گریه کنم اگه یه روز نخواستی به حرفای کسی گوش کنی......قول می دم که خیلی ساکت باشم اگه یه روز خواستی بری حتما خبرم کن قول نمی دم که ازت بخوام بمونی اما قول می دم باهات بدوم اگه یه روز سراغم رو گرفتی ازم خبری نبود سری بهم بزن حتما بهت احتیاج دارم اما اگه یه روز رفتی و دیگه بر نگشتی بهت قول نمی دم که منتظرت می مونم اما ازت می خوام وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری..........
دوست دارم حتی اگر قرار باشد
شبی بی چراغ، در حسرت يافتنت
تمام پس كوچه ها را
زير باران، قدم بزنم.
این چه عشقی ست که در دل دارم
این شعر ترکی تقدیم به همه عاشقان
عاشق اولدوم کی یاریم دردیمه درمان ائلیه یوخ که هر درده سالا.دیقه ده حیر ائلیه عاشق اولدوم کی تاپام بلکه غریبلیک داواسین نه بیلئیدیم اوزو درد دی.کی پریشان ائلیه گوزلریم گونده قان آغلار نه یازمیش بومنه کی منی یار گوزونه خار مغیلان ائلیه
ميدوني چرا وقتي گريه ميکني چشمت رو مي بندي؟ چه زيباست تجربه عشق با تمامي نا كامي هايش تنها به اميد آن لحظه... كه آيا فرا مي رسد؟
نازنینم! نمیدانم تو میدانی؟ دل من در هوای دیدنت بی تاب گردیده سراپای وجودم در فراقت آب گردیده ز هجرت دیدگانم همچو دریایی ز خون گشته غم و دردم فزون گشته و اکنون در میان بسترم چون شمع میسوزم برای دیدن رویت..... دو چشم اشک بارم را به روی ماه میدوزم و با او از غم و درد درون ام راز میگویم . جز تو ای دور از من از همه بیزارم
خدا کند که دل من فقط برای تو باشد درون کلبه قلبم هميشه جای تو باشد مرا نسيم نگاهت به باغ اينه ها برد خوشا کبوتر عشقی که در هوای تو باشد قنوت سبز نمازم به التماس در امد چه ميشود که مراخيری از دعای خير تو باشد در اين ديار،حريمی برحرمت دل نيست بيا حريم دلم باش تا سرای تو باشد خدا کند که دلم را به هيچ کس نفروشم خداکند دل من فقط برای توباشد
امیدم را از من مگیر خدایادل تنگ مرامشکن خدایا من دورازآشیانم سربه آسمانم بی نصیب خسته ماندم جدا زیارم از بلا طوفان بال من شکسته از حریر دلم رفته رنگ هوس درد خود به که گویم درون قفس بلکه دست قضا بسته بال مرا روز وشب زگلویم ناله خیزدوبس من زنم فریاد هرچه بادا باد وای از این طوفان
دوشنبه سوم مهر 1385 :: 16:23 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
آلبوم بسیاز زیبا از امید که پیشنهاد می کنم همه عاشقا حتما دانلود کنید
طرزه نگات دانلود من به تو نه نمی گم دانلود عزیزم دانلود بهار دانلود انتظار دانلود بت دانلود شور انگیز دانلود زیر باران دانلود
منبع: www.bia2music.com |
درباره وبلاگ
![]() با سلام خدمت همه عزیزان این سایت در بر گیردنده احساسات و نوشته ها ما ( نگین ، مهدی) می باشد .امید وارم برای شما عزیزان مفید باشد ضمنا استفاده از کلیه عکس ها و نوشته های این وبلاگ برای عاشقان مجاز و آزاد است. به امید روزی که هیچ پرنده عاشقی تنها نباشد. برای استفاده کامل از مطالب سایت از آرشیو موضوعی استفاده کنید آرشيو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
||