|
عشق من ::: نگین و مهدی :::
دو قدم بیش نیست این همه راه،راه نزدیک شد سخن کوتاه :::صبر،آرامش،تلاش:::
|
|
||
|
دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلکه به خاطر شخصيتی که در هنگام با تو بودن پيدا ميکنم کاش قطره ی اشکی بودم که از گوشه ی چشمانت زاده می شدم وبر روی گونه هايت زندگی می کردم ودر گوشه ی لبانت زندگی را وداع می گفتم .کاش باران بودم تا که غبار از تنت می شستم وای کاش غنچهء گلی بودم که مرا با خود می برد ولی افسوس که نه بارانم ،نه چشمه ام ونه غنچه ولی هر چه هستم((دوستت دارم ای الهه عشق))
فرار از دسته عشق
عشق از دوستی پرسید:فرق میان من و تو چیست؟دوستی گفت: من دیگران را به سلامی آشنا میکنم تو به نگاهی...!! من آنها را با دروغ جدا میکنم تو با مرگ..! نمیخوام بگم که قدر یه دنیا دوستــــــــــــــ.ــــــــــــــــــ.ـــــــــــــــــ.ــت دارم چون دنیا یه روز تموم میــــــــــــــــ.ــــــــــــــــــــ.ــــــــــــــــــــ.ــــــــــــــــــ.ـــشه نمیخوام بگم که مثل گــ.ـــــــــــــــ.ــــــــــــــــ.ــــــــــــــــ.ــــــــــــــــــ.ــــــــــــــــ.ـلی چون گل هم یه روز پژمرده میـــــــ.ــــــــــــــــــ.ــــــــــــــــ.ــــــــــــــــــ.ــــــــــــــــــ.ـــشه نمیخوام بگم که سیاهی چشمات مثل شبهای پرســـ.ـــــــــــــــــــ.ــــــــــــــــــ.ـــتاره اس چون شب هم بالاخره تموم میــــــــ.ـــــــــــــــــ.ــــــــــــــــــــ.ــــــــــــــــــ.ــــــــــــــــــ.ـــــــشه نمیخوام بگم که دوستــــــــــــــ.ـــــــــــــــــ.ــــــــــــــــــ.ـــــــــــــــــ.ـــــــــــــــــ.ـــــــــــــــــت دارم چون منکه اصلاْ دوستـــــــــــ.ــــــــــــــــ.ــــــــــــــــ.ــــــــــــــــ.ــــــــــــــــــ.ــــــــــــــــــ.ــــــت ندارم بلــــــــــــــ.ـــــــــــــــــ.ـــــــــــــــــــ.ـــــــــــــــــــ.ـــــــــــــــــــ.ــــــــــــــــــ.ــــــــــــــــ.ـــــــــــــــــ.ـــــکه ............................................................. من .................................................... عاشقتـ.ــــ.ـــــ.ــــ.ـتم "تقدیمی از طرف کسی که..."
همیشه کنار من باش
شب را دوست دارام بخاطر سكوتش
سكوت را دوست دارم بخاطر آرامشش
آرامش را دوست دارم بخاطر بودنش در تنهايي
تنهايي را دوست دارم بخاطر بودنش در عشق
و عشق را دوست دارم بخاطر دوست داشتنش
گرمي آفتاب زند گي طراوت باران صبحگاهي وزيبايي يك عشق پاك نثار تو كه عزيزتريني اميدوارم مانند فصل زيباي ميلادت هميشه زيبا بينديشي با تولدت آغازي باش تا پايان نپذيرم. هميشه دوست دارم.
يك جرعه از چشمان تو از من دلم را مي خرد تقديم به بهترينم
كسي كه مثل هيچكس نيست
چه پروا ها كه از پرواز كرديم
![]() خدايا...هميشه گفته ام که تورادوست دارم...حالا هم باتمام وجود فرياد می زنم:
خدايا........دوستت دارم.....دوستت دارم...دوستت دارم...
خدايا،شرمنده ام اززيادی گناهاني که انجام داده ام ،شرمنده ام.
خدايا از قدر نشناسی خودم ، ازاين که هرروباعث ناراحتی تو می شوم شرمسارم.
خدايا چه بگويم ازکدامين گناهم نزد توطلب عفوکنم.خدايابه کدامين گناه اشک شرم ازديده جاری
سازم.هروقت که خواستم زبان به حمد وثنايت بگشايم.اشک در ديدگانم جمع شدوبغض شرم
وپشيمانی ازگناهان ديگرمجال
سخن گفتنم نداد
در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد
و آن را با عشق به دل پيوند زد
مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد
و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت
مي خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم
نگین عزیزم
دوستت دارم را من دلاویز ترین شعر جهان یافتم این گل سرخ من است دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق که بری خانه دشمن که فشانی بر دوست راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست! در دل مردم عالم -به خدا- نور خواهد پاشید صوت خواهد بخشید تو هم ای دوست من همین نکته به تکرار بگو .. این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت نه به یک بار و به ده بار . که صد بار بگو « دوستم داری » را از من بپرس !! « دوستت دارم » را با من بسیار بگو.................. نگین عزیزم دلم به واژه عشق قسم یاد کرد تا دوستت داشته باشد و حریم امن حضور پر مهر تو باشد.
شب است . ساكت و آرام به مهتاب شب روشن نگاه مي كنم. حتي تپش ثانيه ها را در وجودم حس نمي كنم . و لحظه اي نيست كه با ياد تو آرام نگيرم. تو را دوست دارم. اين را بارها گفته ام . نه؟ و مثل اينكه به تو تا پاي جان انس گرفته ام و اين عادت نيست. دوستي و مهر است . نه؟ چه روزي مي تواند غمگين تر از روزي باشد كه نگاهت را از من دريغ كني. چيزي زيباتر از عشق و جاودانه تر از دوستي در اين دنيا وجود ندارد. قلبهايمان براي هم مي تپد. اما زبان از گفتن اين همه حقيقت سر باز مي زند. مهربانم تو بگو: بعد از تو از كدام دريچه آسمان را به تماشا بنشينم و با كدام واژه عشق را معنا كنم بي تو همه ي فصلها خاكستري و همه ي ستاره ها خاموشند،كيفر شكستن دل من چند جاده غربت و چند آسمان تنهايي است ،باور كن ،من هنوز هم به قداست چشمان تو ايمان دارم. براي او كه وسعت قلبش به اندازه ي تمام عاشقانه هاي روي زمين است. نگین عزیزم اگر دبير رياضي بودم ثابت مي کردم که چگونه شعاع نگاهت از مر کز قلبم مي گذره .... اگر دبير شيمي بودم نام تو را در قلبم پخش مي کردم تا محلول با محبت شود .... اگر دبير ديني بودم مي دونستم که بعد از خدا تو را مي پرستم .... اگر دبير دبير جغرافيا بودم مي دانستم که خوش آب و هواترين منطقه آغوش گرم توست ... اگر دبير زبان بودم با زبان بي زباني مي گفتم دوستت دارم
اگه باشی با نگاهت میشه از حادثه رد شد میشه تو آتیش عشقت گر گرفتنو بلد شد اگه دوری ا گه نیستی نفس فریاد من باش تا ابد تا ته دنیا تا همیشه یاد من باش در میان همه گل ها گشتم عاشق نشد م تو چه بودی که تو را دیدم و دیوانه شدم؟ امشب خیالم طوفانیست. با اشکم یاسهای سفید را دور می کنم و به دشت باران خورده نگاهم می نشانم. امشب تنهایم را با ستاره ها قسمت می کنم. دست به دامان شهاب می شوم خودم را به دست باد می سپارم می خواهم رها شوم و به تو بپیوندم. ای ستارگان زیبا ای فرشتگان آسمان ای ماه تابان به او بگویید دوستش دارم و همیشه به یادش هستم.
این آلبوم رو به خاطر نگین جون عزیزم که آهنگ های رضا صادقی رو دوست داره گذاشتم نگین فقط بخاطر تو
جز جام می عشق خماری نپذیرم آیینه صبحیم و غباری نپذیرم بیهوده چه چینی به برم مهره بازی بازیگر عشقیم و قماری نپذیریم آزاده و رندیم و دل آگاه و نظر باز بهر دو نفس بند و حصاری نپذیریم آغوش تو شد مامن این جان پریشان در هر دو جهان حور و کناری نپذیریم با یاد تو در سوز زمستان فراقت سوگند که باغی و بهاری نپذیریم در سنجش و یکرنگی و معیار محبت ما جز محک عشق عیاری نپذیریم با هم در کوچه های خلوت عشق پا می نهیم تا خنده های ما دل سیاه شب را بلرزاند با تاریکی های شب می جنگید یم تا صبح سپید طلوعی دوباره باشد با صداقت همیشگی می خوانیم آن ترانه قدیمی را تا شاید همگان بیا موزند این رسم دیرینگی را و ما با خود می اندیشیم که: "زندگی بی عشق سرابی است در بیابان که رهگذر خسته در کویری خشک او را جستجو می کندباید او را یافت و وجودش را باور داشت تا عشق سر آغازی باشد بی پایان". کاش میدانستم درآن سوی نگاهت چه رازی نهفته است کاش میتوانستم بی پروا راز نهفته در سکوت را برایت آشکار کنم وآواز تنهاییم را به گوش تمام رهگذران تقدیربرسانم . کاش میدانستی که در نبود تو چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم . فقط برای یکبار قدم در گلستان خیالم بگذار رخصتی ده تا بر تنهایی خویش خط بطلان بکشم و بگذار با تو فراموش کنم: تهاجم اندوه را تلاش کنید...
1-تلاش کنید همان گونه باشید که می گویید 2-تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که از دیگران انتظار دارید 3-تلاش کنید همان گونه رفتار کنید که گرفتار عذاب وجدان نشوید 4-تلاش کنید تا راست گویی و صداقت عادت شما شود 5-تلاش کنید همیشه دنبال یادگیری باشید 6-تلاش کنید با پیدا کردن دوستان جدید،دوستان قدیمی را هم حفظ کنید 7-تلاش کنید برای خوب کار کردن خوب هم استراحت کنید 8-تلاش کنید همیشه برای اطرافیان تان جذاب باشید 9-تلاش کنید اگر از کسی رنجیده اید، با خود او صحبت کنید، نه پشت سر او 10-تلاش کنید وقتی به موفقیتی می رسید، آن هایی که در این راه به شما کمک کرده اند را فراموش نکنید 11-تلاش کنید تا عهدی شکسته نشود و اگر هم می شکند، شما ناقض پیمان نباشید 12-تلاش کنید تا باور کنید دیگران وظیفه ای در قبال شما ندارند و عامل سعادت یا شقاوت هر کس خود اوست 13-تلاش کنید قدردان لطف دیگران باشید و با رفتارو گفتارتان آن ها را از محبت پشیمان نکنید 14- تلاش کنید به هر چیزی آ ن قدر بها دهید که استحقاقش را دارد 15-تلاش کنید دنیا را با زیبایی هایش ببینید اي كه مي پرسي نشان عشق چيست ؛ عشق چيزي جز ظهور مهر نيست
عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا عشق يعني مهر بي اما ، اگر ؛ عشق يعني رفتنی با پاي سر عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده يك شقايق در ميان دشت خار ؛ باور امكان با يك گل بهار در خزاني برگريز و زرد و سخت ؛ عشق تاب آخرين برگ درخت عشق يعني روح را آراستن ؛ بي شمار افتادن و برخاستن عشق يعني زشتي زيبا شده ؛ عشق يعني گنگي گويا شده عشق يعني مهرباني در عمل ؛ خلق كيفيت به زنبور عسل عشق يعني گل به جاي خار باش ؛ پل به جاي اينهمه ديوار باش عشق يعني يك نگاه آشنا ؛ ديدن افتادگان زير پا زير لب با خود ترتم داشتن ؛ بر لب غمگين تبسم كاشتن عشق ، آزادي ، رهايي ، ايمني ؛ عشق زيبايي ، زلالي ، روشني عشق يعني تنگ بي ماهي شده ؛ عشق يعني ماهي راهي شده عشق يعني آهويي آرام و رام ؛ عشق صيادي بدون تير و دام عشق يعني برگ روي ساقه ها ؛ عشق يعني گل به روي شاخه ها عشق يعني از بديها اجتناب ؛ بردن پروانه از لاي كتاب در ميان اين همه غوغا و شر ؛ عشق يعني كاهش رنج بشر اي توانا ، ناتوان عشق باش ؛ پهلوانا ، پهلوان عشق باش اي دلاور ، دل به دست آورده باش ؛ در دل آزرده منزل كرده باش عشق يعني تشنه اي خود نيز اگر ؛ واگذاري آب را بر تشنه تر عشق يعني ساقي كوثر شدن ؛ بي پر و بي پيكر و بي سر شدن عشق يعني خدمت بي منتي ؛ عشق يعني طاعت بي جنتي گاه بر بي احترامي ، احترام ؛ بخشش و مردي به جاي انتقام عشق را ديدي خودت را خاك كن ؛ سينه ات را در حضورش چاك كن عشق آمد خويش را گم كن عزيز ؛ قوت ات را قوت مردم كن عزيز عشق يعني مشكلي آسان كني ؛ دردي از درمانده اي درمان كني عشق يعني خويشتن را گم كني ؛ عشق يعني خويش را گندم كني عشق يعني نان ده و از دين مپرس ؛ در مقام بخشش از آيين مپرس هركسي او را خدايش جان دهد ؛ آدمي بايد كه او را نان دهد در تنور عاشقي سردي مكن ؛ در مقام عشق نامردي مكن لاف مردي ميزني مردانه باش ؛ در مسير عاشقي افسانه باش دين نداري مردمي آزاده باش ؛ هرچه بالا ميروي افتاده باش در پناه دين ، دكانداري مكن ؛ چون به خلوت ميروي كاري مكن عشق يعني ظاهر باطن نما ؛ باطني آكنده از نور خدا عشق يعني عارف بي خرقه اي ؛ عشق يعني بنده ي بي فرقه اي عشق يعني آنچنان در نيستي ؛ تا كه معشوقت نداند كيستي عشق يعني ذهن زيباآفرين ؛ آسماني كردن روي زمين عشق گويد مست شو گر عاقلي ؛ از شراب غيرانگوري ولي هركه با عشق آشنا شد مست شد ؛ وارد يك راه بي بن بست شد كاش در جانم شراب عشق باد ؛ خانه جانم خراب عشق باد هركجا عشق آيد و ساكن شود ؛ هرچه ناممكن بود ممكن شود در جهان هر كار خوب وماندنيست ؛ رد پاي عشق در او ديدنيست شعرهاي خوب ديوان جهان ؛ سر عشق است و سرود عاشقان " سالك " آري ، عشق رمزي در دل است ؛ شرح و وصف عشق كاري مشكل است عشق يعني شور هستي در كلام ؛ عشق يعني شعر ، مستي ، والسلام زیبا ترین شعرم را
در خواب گفتم من بودم تو بودی و تاریکی در تاریکی برق چشمانت را دیدم از چشمانت گفتم از عشق کاش از خوابی که تو در آن باشی هیچ وقت بیدار نشوم اگر چشمانت بگذارن
آري آغاز دوست داشتن زيباست بسکه لبریزم از تو می خواهم بدوم در میان صحراها سر بکوبم به سنگ کوهستان تن بکوبم به موج دریاها بسکه لبریزم از تو می خواهم چون غباری ز خود فرو ریزم زیر پای تو سر نهم آرام به سبک سایه ی تو آویزم آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست ای که می پرسی نشان عــشق چیست ؟ ........ عـــشق چیزی جــز ظــهور مـهر نیست! عـــشق یـــعنی مهــر بـی چــون و چـرا ........ عـــشق یـــعنی کــــوشــش بـــی ادعـــــا عـــشق یـــعنی مهــر بـی امـــــا ، اگـــر ........ عـــشق یـــعنی رفــــتـنِ بـــا پـــایِ ســـر عـــشق یـــعنی دل تـپـیدن بـــهـر دوست ........ عـــشق یـــعنی جــان مـن قربــان اوست عـــشق یـــعنی خـــواندن از چشمـان او ........ حـــرف هـــای دل، بــــدون گـــفـــتـــگـو عـــشق یـــعنی عــــاشق بـــی زحــمـتی ........ عـــشق یـــعنی بـــوســـه ی بــی شهوتی عـــشق، یـــــارِ مــهــــربــــان زنــــدگی ........ بـــــادبـــــان و نـــــردبـــــــان زنــــدگـــی عـــشق یـــعنی دشــت گلکــــاری شـــده ........ در کـــــویـــری چشمه ای جــــاری شـده یـــک شقایــق در میـــــان دشتِ خـــــار ........ بـــاور امــکان بــــا یــــک گــــل بهـــــار در خــــــزانی بـــرگــریز و زرد و سخت ........ عـــشق، تــــابِ آخـــرین بــــرگ درخــت عـــشق یـــعنی روح را آراســـــــتــــن ........ بـــی شـمـــار افــتـــادن و بـــرخـــاسـتـن عـــشق یـــعنی زشـــتیِ زیـــبـــــا شـــده ........ عـــشق یـــعنی گــــنگی گـــــویــــا شـــده عـــشق یـــعنی مهـــربــــانی در عــــمـل ........ خــلــق کـــیــفـــیــت بـــه کـــنـدوی عسل عـــشق یـــعنی گُـل بـه جــای خــار باش ........ پـــــل بــــه جــــای ایـن همه دیـوار باش عـــشق یـــعنی یـــک نــــگـاه آشـــنـــــا ........ دیــــدن افـــــتـــادگــــان زیــــــــر پـــــــــا زیــــر لــــب بــــا خـــود تـــرنـــم داشتن ........ بــــر لـــب غــــمگــین تــبــسم کــــاشـتن عـــشق، آزادی ، رهــــــایی ، ایــــمــنی ........ عـــشق، زیـبــایـی ، زلا لـــی ، روشـــنی عـــشق یـــعنی تُــنـــگ بـی مـــاهی شده ........ عـــشق یـــعنی مــــــاهــی راهــی شــــده عـــشق یـــعنی آهــــــــویـــی آرام و رام ........ عـــشق صـــیـــادی بـــــدون تــیـــر و دام عـــشق یـــعنی بـــرگ روی ســـاقـــه ها ........ عـــشق یعنی گُــــل بــــه روی شــاخه ها عـــشق یـــعنی از بــــدی هــــا اجتـنــاب ........ بــــردن پـــــــروانـــه از لـای کــــتــــــاب در میـــان ایــــن همه غـــوغـــا و شــــر ........ عـــشق یـــعنی کــــاهـــش رنـــــج بشــر ای تـــوانــــا، نـــاتـــوانِ عشـــق بــــاش ........ پـهــلـــوانــــا، پــهــلـوانِ عـــشق بــــاش ای دلاور، دل بـــدســــت آورده بـــــــاش ........ در دلِ آزرده مـــنـــزل کـــــــرده بــــــاش عـــشق یـــعنی تــشـنه ای خـــود نیز اگر ........ واگـــذاری آب را بــــر تــــشـــنــه تــــــر عـــشق یـــعنی ســـاقی کــــوثـــر شــــدن ........ بـــی پــر و بـی پـیــکر و بی ســـر شـدن عـــشق یـــعنی خـــــدمـــت بــــی مــنــتی ........ عـــشق یـــعنی طــــاعـــت بــــی جــنــتی گــــاه بــــــر بـــی احـتـرامــی، احــتـــرام ........ بخشش و مـــردی بـــه جــــای انــتــقــام عـــشق را دیـــدی، خــودت را خــاک کن ........ ســیـنه ات را در حضورش چــــاک کـــن عـــشق یـــعنی مشکـــلـــی آســــان کنــی ........ دردی از درمــــانــده ای درمــــان کـــنی عـــشق یـــعنی خــویشــتن را گــــم کنــی ........ عـــشق یـــعنی خـــویـش را گــندم کـــنی عـــشق یـــعنی نـان ده و از دیـــن مپرس ........ در مقـــــام بــخــشش، از آئــین مپـــرس هــــر کسی او را خـــدایـــش جـــــان دهد ........ آدمـــی بــــایــــد کـــه او را نـــــان دهــد در تـــنور عــــاشـــقـــی ســــردی مـــکن ........ در مــــقــام عـــشق، نــــامـــردی مـــکن لاف مــــردی مـیزنی، مــــردانــه بـــــاش ........ در مســـیر عــــاشـــقی افسانـــه بـــــاش دیـــــن نـــداری، مــردمــی آزاده بـــــاش ........ هـــرچـــه بـــالا مــیــروی افــتـاده بـــاش در پنــــاه دیــــــن، دکـــانـــداری مـــکـــن ........ چـــون بــه خـلوت می روی کـاری مکن عـــشق یـــعنی ظــــاهـــر بــاطـــن نــمـــا ........ بـــــاطـــنی آکـــنــده از نــــــور خـــــــــدا عـــشق یـــعنی عــــارف بـــی خـــرقه ای ........ عـــشق یـــعنی بـــنــده بـــی فـــرقـــه ای عـــشق یـــعنی آنــچــنـــان در نــیــسـتــی ........ تــــا کـــــه مـعـــشـوقــــت نــدانـد کیستی عـــشق یـــعنی ذهـــن زیــبـــــا آفـــریـــن ........ آســــمـــانـــی کـــــــردنِ روی زمــــیــــن عـــشق گــوید مست شـــو گــــر عـــاقـلی ........ از شــــراب غــــیـــر انـــگـــوری ولــــی هــــر کــــه بـــا عشق آشنا شد مست شد ........ وارد یــــک راه بـــی بــن بـــســـت شـــد کــــاش در جــــامم شـــــراب عشق بــــاد ........ خــــانه جـــــانم خــــــراب عـــشق بـــــاد هــــر کجـــا عشـــق آیـــد و ساکـــن شود ........ هـــر چـــه نـــا ممکن بــود ممکن شــود در جـهان هــر کــارِ خوب و ماندنی است ........ رد پــــای عـــشق در او دیــــدنــی اســت شعـــرهــــای خـــــوبِ دیـــــوان جهــــان ........ شرح عـــشق است و ســرود عـــاشقــان «سالک» آری، عشق رمزی در دل است ........ شرح و وصف عشق، کاری مشکل است عشـــق یعنــــی شــــور هستی در کــــلام ........ عـــشق یـــعنی شـــعـــر، مستی، والسلام |
درباره وبلاگ
![]() با سلام خدمت همه عزیزان این سایت در بر گیردنده احساسات و نوشته ها ما ( نگین ، مهدی) می باشد .امید وارم برای شما عزیزان مفید باشد ضمنا استفاده از کلیه عکس ها و نوشته های این وبلاگ برای عاشقان مجاز و آزاد است. به امید روزی که هیچ پرنده عاشقی تنها نباشد. برای استفاده کامل از مطالب سایت از آرشیو موضوعی استفاده کنید آرشيو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
||