تبليغاتX
عشق من ::: نگین و مهدی :::
عشق من ::: نگین و مهدی :::
دو قدم بیش نیست این همه راه،راه نزدیک شد سخن کوتاه :::صبر،آرامش،تلاش:::
 
شنبه بیست و نهم بهمن 1384 :: 23:16 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
تو نبودي و من با عشق نا آشنا بودم....
تو نبودي و در نهان جانه دلم جايت خالي بود.......
تو نبودي و باز به تو وفادار بودم........
تو نبودي و جز تو هيچ كس را به حريم قلبم راه ندادم......
و تو آمدي.از دوردستها......
از سرزمين عشق......
تو مرا با عشق آشنا كردي.....
با تو تا عرش دوست داشتن سفر كردم........
تو مفهوم عاشق  بودن را به من آموختي..........
با تو كامل شدم.......
با تو بزرگ شدم......
با تو الفباي عشق را اموختم.......
نداي قلب عاشقم را به گوش همه رساندم......
به تو و كلبه عاشمان باليدم.......
تو نيمه گمشده ام شدي........
حال كه اينچنين شيفته توام باش تا در كنارت آرامش بيابم....
حتي براي لحظه اي از من جدا نشو......
بدون تو دستم سرد است........
بدون تو آغوشم تهي و لبريز درد است......
به حرمت عشقمان...
به حرمت لحظات زيبايمان..........
مرو كه بي تو من هيچم.......
بمان با من.....
بدان كه تا ابد نام تو بر قلبم حك شده........
بدان كه عشقمان هميشه پاك خواهد ماند.............
به وفايم ايمان داشته باش...............
تا به تو نشان دهم معني واقعي واژه عشق را



شنبه بیست و نهم بهمن 1384 :: 23:13 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

به خاطر داشته باش که به فراموشی بسپاری

آنچه را که اندوهگینت می سازد.

اما هرگز فراموش نکن که به یاد داشته باشی

آنچه را که شادمانت می کند



پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 :: 16:35 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.


پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 :: 16:23 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

تیر تو روان بر دل آشفته ی من                                  عاشقی پیشه ی هر روز و هر شب من

   کاش نمیرفتی تا دل عاشق                                     نمیشد دست به دامان غرور گرم من



پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 :: 16:23 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

تیر تو روان بر دل آشفته ی من                                  عاشقی پیشه ی هر روز و هر شب من

   کاش نمیرفتی تا دل عاشق                                     نمیشد دست به دامان غرور گرم من



سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384 :: 20:25 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

 



سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384 :: 20:20 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
تقدیم به بهترین

سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384 :: 20:16 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

روزمهرورزی راجشن بگیرید,والنتاین نزدیک است

14 فوریه برابر با 25 بهمن هر سال در ماه فوریه و در سرتاسر اروپا و امریکا, عشاق و دلدادگان به مناسبت روز خاصی موسوم به روز سنت والنتاین, شیرینی, گل و هدایای فراوانی نثار یکدیگر میکنند. آیا میدانید که این قدیس کیست و چرا مردم این روز را گرامی داشته و آن را جشن می گیرند.

والنتاین درر لغت به معنای معشوق و محبوب است. این جشن به تازگی در میان جوانان ایرانی هم رواج پیدا کرده است. حتی پدر و مادران هم در این روز بهانه ای یافته اند تا عشقشان رابه یکدیگرابراز کنند.14 فوریه(25 بهمن ماه) روز خوبی است تا نگذاریم عشقمان کمرنگ شود و فرصتی است برای زنده کردن عشقهای قدیمی که شاید گردوغبار زمان آن را به دست فراموشی سپرده است.بیایید همگی در این روززیبابا دادن هدیه به کسانی که واقعا دوستشان داریم زندگی مان را سراسر عشق و مهرسازیم.

تاریخچه روز وا لنتاین

تاریخچه روز وا لنتاین- و الهه قدیس این روزخاص-در پرده ای از ابهام فرورفته است. تنها همین قدر می دانیمکه ماه فوریه از گذشته های دور, ماه مهرورزی و تحقق عشق بوده است. همچنین می دانیم که روز سنت وا لنتاین بقایایی مشترک از آیین رایج در میان مسیحیان و رومیان باستان است.

به راستی سنت وا لنتاین چه کسی بود و چه اتفاقاتی برایش افتاده که روز خاصی را در تاریخ به خود اختصاص داده است؟

امروزه کلیسای کاتولیک از سه قدیس یاد میکند که همگیوالنتاین نام دارند و هر سه نفر آنها شهید عشق و محبت هستند.یکی از افسانه ها حاکی از آن است که وا لنتاین که در قرن سوم میلادی و در روم باستان زندگی میکرده است, هنگامی که امپراتور کلادیوس دوم به این نتیجه می رسد که سربازان مجرد در مقایسه با سربازان متاهل باکفایت تر و قدرتمندتر هستند, ازدواج مردان جوان را غیر قانونی اعلام میکند تا بدین ترتیب بر تعداد سربازانش افزوده شود. وا لنتاین که این حکم را بسیار ناعادلانه میداند از فرمان کلادیوس سرپیچی میکند و مردان و زنان جوان را درخفا به عقد یکدیگر در می آورئ. هنگامی که کلادیوس از این عمل وا لنتاین آگاه می شود, وی را به مرگ محکوم میکند. عده ای دیگر میگویند که علت کشته شدن وا لنتاین تلاش وی برای فراری دادن آن عده از مسیحیانی بودکه در زندانهای روم اسیر بودند و به شدت مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار میگرفتند.

بر اساس یکی دیگر از افسانه ها, وا لنتاین خودش اولین "هدیه وا لنتاین" را برای معشوقش می فرستد. می گویند هنگامی که وا لنتاین در بند بوده, دلداده دختر جوانی می شود که بنا به روایتی دختر زندانبان آن زندان بوده است. پیش ازمرگش, نامه ای برای آن دختر نوشته و در پایان چنین امضا میکند "وا لنتاین تو " و این عبارتی است که امروزه نیز در پایان برخی نامه ها به چشم میخورد. همانطور که گفته شد اگر چه حقیقت وجودی وا لنتاین در پرده ای از ابهام فرو رفته است, درتمامی افسانه ها شاهد هستیم که وا لنتاین پیکره و حقیقت نمادی از همدلی , دلسوزی و از همه مهمتر عشق است. بنابراین تعجبی ندارد که درسده میانه (یعنی همان قرون وسطی) وا لنتاین یکی از محبوبترین و معروفترین قدیسها در انگلستان و فرانسه بود. در حالی که عده ای اعتقاد دارندکه روز وا لنتاین را به مناسبت سالگرد مرگ وا لنتاین جشن میگیرند-که احتمالا حدود سال 270 بعد از میلاد اتفاق افتاده است- عده ای دیگر ادعا می کنند کلیسای مسیحیت از آن رو روز وا لنتاین را جشن می گیرند که به فستیوال شرک آمیزو کافرانه لوپرکالیا جنبه تقدس و دینی ببخشند. در روم باستان, فصل بهار رسما در ماه فوریه آغاز میشدو اعتقاد داشتند که ماه فوریه ماه تصفیه و پاک شدن از پلیدیها است. آنها خانه هایشان را کاملا تمیز میکردند. آنگاه نوعی گندم را به نمک می آمیختند و آن را در همه جای خانه می پاشیدند. فستیوال لوپرکالیاکه روز 15 فوریه آغاز میشد به فایُونوس , الهه زراعت در روم باستان و نیز به رمولوس و رموس- بنیانگذاران روم- اختصاص داشت. برای شروع فستیوال , اعضای لوپرسی که تعدادی از کشیشان رومی بودند, در دهانه یک غار مقدس گرد هم می آمدند. بنیانگذاران روم اعتقاد داشتند که آنها در این غار توسط یک گرگ ماده حمایت می شوند. آنگاهکشیشان رومی یک بز را به نیت حاصلخیزی و یک سگ را به نیت تزکیه قربانی می کردند. آنگاه پشم بز رامی چیدند, آنها را به خون خودش آغشته میکردند, به خیابانها می رفتند و پس از مالیدن پشم آغشته بهخون بز به صورت زنان به مزارع گندم رفته وآنجا رانیز غرق به خون میکردند. البته زنان از این عمل بسیار هراسان می شدند, با این همه اعتقاد داشتند که سال آینده برایشان سالی پرثمرونیکو خواهدشد.

همچنین بر اساس یکی دیگر از افسانه ها, همه دختران مجرد شهرعصر همان روز اسامی شان را روی یک تکه کاغذ نوشته وآن را در یک بستو(گلدانی ویژه برای نگهداری وسایل گرانقدر) می ریختند. آنگاه هر کدام از پسران مجرد شهر یکی از آن اسامی را از داخل بستو در می آوردند و با صاحب آن نام آشنامی شدند. این کاراغلب به ازدواج می انجامید. پاپ اعظم گلاسیوس, نخستین بار در حدود 498پس از میلاد, روز 14 فوریه را روز سنت وا لنتاین قرارداد. بنابراین روش قرعه کشی رومیان برای انتخاب همسر ضدمذهب و غیرقانونی اعلام شد. بعدها,انگلیسی ها و فرانسویها درقرون وسطی بر این باور شدند که 14فوریه آغاز فصل جفت گیری پرندگان است و خود به رشد این رای منجر شد که روز وا لنتاین را باید جشن گرفته و گرامی بدارند. یکی از قدیمی ترین وشناخته شده ترین عشاق نامه های نوشته شده, شعری است که چارلز, دوک اورلیُان هنگام اسارتش دربرج لندن که به دنبال جنگ آگین کورت اتفاق افتاد به یاد همسرش می سراید. در قرن هفدهم در بریتانیای کبیر بود که روز وا لنتاین را در سرتاسر کشورجشن گرفتند. در اواسط قرن هجدهم, دوستان ودلدادگان از هر طبقه اجتماعی که بودند در این روز به یکدیگر هدایای کوچک یا نامه های عاشقانه می دادند. در پایان قرن هجدهم با توجه به گسترش صنعت چاپ در جهان کارتهای چاپی جایگزین دست نوشته ها شدند. در آن زمان که مردم را از ابراز احساسات فراوان منع میکردند, کارت های از پیش آماده شده بهترین روش برای نشان دادن احساسات وعلایق یک فرد به شمار می رفت. همچنین هزینه بسیار نازل پست بهترین مشوق برای علاقه مندان به این سنت محبوب به شمار می رفت. در سال های بین 1700 تا 1710 بود که امریکایی ها نیز به جرگه برگزارکنندگان روز وا لنتاین پیوستند. بر اساس گزارشات آماری, ارسال بیش ازیک میلیارد کارت وا لنتاین باعث شده است کخ این روز به عنوان دومین روز در تمام سال باشد که طی آن بیشترین تعداد کارت تبریک ردو بدل می شود(تعداد کارت های ارسال شده برای گرامی داشت کریسمس 6/2 میلیارد برآورد شده است). تقریبا 85 درصد هدایای

وا لنتاین توسط زنان خریداری می شود. علاوه بر ایالات متحده,در کشورهای کانادا, مکزیک, انگلستان, فرانسه و استرالیا نیز روز وا لنتاین را جشن می گیرند.



دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 :: 22:35 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

گل را دوست دارم هر چند پژمرده باشد

دریا را دوست دارم هر چند خشمناک باشد

غروب را دوست دارم هر چند دلگیر باشد

آشنایی را دوست دارم هر چند جدایی باشد



دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 :: 22:25 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

ای عشق


ای ز دوران کهن مانده بجا؛ای عشق

 
گویا خورده ای از آب بقا؛ای عشق


من ندانم که تو اول زکجا آمده ای؟


می روی باز ندانم به کجا؟ای عشق


تخت جمشید و ستونهایش زپا افتاده اند


تو همانطور بماندی سر پا؛ای عشق


هیچ کسی نشود بی تو خوشبخت


زندگی را تو دهی زیب و صفا؛ای عشق



چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384 :: 11:32 :: نويسنده :

صدایش می کنند

 

گویی جانشان به لب رسیده و ازاو جانی دوباره می خواهند

 

کسی عطشناک و درد الود فریاد می زند:اب,اب.

 

او انها را فرا می خواندبه ضیافت یک شب سراسر عشق .

 

یک شب سراسر نور.

 

چه زیباست لحظه رهایی, لحظه رسيدن و...



پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384 :: 22:46 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
عمریست غزل ســرای عشـقم

                               دیوانـــه هـر نوای عشقـم

  عمریست که می سرایم این را

                              من بوسه زن لوای عشقـم

  عمریست مسافری به صد شوق

                              در کشتـی ناخــدای عشقـم

  عمریست که افتخارم این است

                              دلــداده هــر بــلای عشقـم

  در سینـه زشـوق می نــوازم

                             من عاشق و مبتلای عشقـم

  در وسعت دشت وکوه وصحرا

                             من مشتـــــری طلای عشقـم

  ســوزد زنگــاه کـل وجـــودم

                             آتشکــــده ســــــرای عشقـم

  دل خسته ز جغـدو کرکسانم

                            من منتظــــر صــدای عشقـم

  گرچه زخمی وخسته ام ازجور

                            دنبــــال رو رضـــای عشقـم



چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384 :: 17:19 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
فرا رسیدن ماه محرم رو به همه ی عزداران حسینی تسلیت می گوییم



چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384 :: 17:6 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.


دوشنبه دهم بهمن 1384 :: 0:24 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
با تمام وجود دوست دارم

یکشنبه نهم بهمن 1384 :: 20:29 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



یکشنبه نهم بهمن 1384 :: 17:57 :: نويسنده :

پاسخ من به اغاز و پایان زندگی این است:

 

همیشه با تو



یکشنبه نهم بهمن 1384 :: 17:56 :: نويسنده :

زندگی را دوست دارم چون بدون ان عشق نیست

 

عشق را دوست دارم چون زندگی بدون ان سرابی بیش نیست

 

دوست دارم عاشق بودن و با تو بودن را

 

پس بیا با هم کلبه ای بنا کنیم از عشق

 

بیا تا پیچکی شوم و بیاویزم بر وجود ت

 

بیا تا عشق را زیر بنای کلبه ای  کنیم

 

بیا کلبه ای بسازیم که هرگز ویرانه ای نداشته باشد.



شنبه هشتم بهمن 1384 :: 9:7 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
دو دل کنار هم

 



چهارشنبه پنجم بهمن 1384 :: 23:2 :: نويسنده :

وقتی که چشمات تو بسترعشق خوابش نمی برد

                               

                                          من با تو بودم اما ندیدی 



چهارشنبه پنجم بهمن 1384 :: 22:58 :: نويسنده :

به یاد آشنایان آشنا باش  به پیمانی که بستی باوفا باش

 

       چو یاد تو همیشه خاطر ماست تو هم هرجا که هستی یاد ما باش

 



چهارشنبه پنجم بهمن 1384 :: 22:57 :: نويسنده :

من غم را در سکوت و سکوت را در شب و شب را در بستر

 

و بستر را به خاطر اندیشیدن به تو دوست دارم .

 

من عشق را در امید و امید را در تو و تورا در دل و دل را به

 

موقع تپیدن فقط به خاطر تو دوست دارم .........



چهارشنبه پنجم بهمن 1384 :: 19:5 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

عشق چیست؟

عشق يعني خلوت عاشق به شب، جانماز نيمه باز

عشق يعني لحظه ي تكبير روح، جسم خاكي غرق در احرام نور

عشق يعني اشك توبه در قنوت، خواندنش با نام غفارالذنوب

عشق يعني چشمها هم در ركوع، شرمگين از نام ستارالعيوب

عشق يعني سر سجود و دل سجود، ذكر يارب يارب از عمق وجود

عشق يعني لحظه ي ناب دعا، التماس ديدن رخسار يار!



چهارشنبه پنجم بهمن 1384 :: 18:53 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

گل را دوست دارم هر چند پژمرده باشد

دریا را دوست دارم هر چند خشمناک باشد

غروب را دوست دارم هر چند دلگیر باشد

آشنایی را دوست دارم هر چند جدایی باشد



چهارشنبه پنجم بهمن 1384 :: 18:52 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

دیدگانم را خواهم بست تا نبینم روزگار مرا از یاد تو برد.

تو را از آسمان خواستم آسمان به من ستاره داد ،

تو را از شب خواستم به من نورداد ،

تو را از زمانه خواستم به من سیاهی داد،

تو را از گرداب ها خواستم به من گل داد  ،

 تو را از گرد باد خواستم به من طوفان داد،

تو را از نسیم خواستم یادت را به من داد،

تو را از خاطراتم خواستم به من دفترچه و مداد داد،

تو را از دلت خواستم دلت خشم را به من داد،

تو را از عشق خواستم به من گفت:

چرا عشقت را از خالق عشق طلب نمی کنی؟

تو را ا زخدایمان خواستم ندایی آمد

از همان اول عشقت را از من خواستی

آسمان به تو ستاره داد تا امید را از یاد نبری

شب به تو نور داد تا در راه عشق به بیراه ها نروی

گرداب به تو گل داد تا فراموش نکنی هم تو و عشق تو از گلید

دل معشوق به تو خشم داد تا در طو فان،گرد باد زمانه سیاه تاب آوری

نسیم،یاد معشوق را در تو نگاه داشت تا تلاش کنی

و خاطرات به تو قلم و کاغذ داد تا آنچه را گفتم بنویسی

و سر انجام این عشق بود که تو را به یاد من انداخت.

و این بود آغاز یک پایان.

I love you



سه شنبه چهارم بهمن 1384 :: 22:46 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

گل براي گل



سه شنبه چهارم بهمن 1384 :: 22:31 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.



سه شنبه چهارم بهمن 1384 :: 13:28 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

فرشته ی من

 



سه شنبه چهارم بهمن 1384 :: 13:24 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

سازنده ترین کلمه گذشت .... آن را تمرین کن

پرمعنی ترین کلمه ما .... آن را به کار ببر

عمیق ترین کلمه عشق .... به آن ارج بنه

بی رحم ترین کلمه تنفر .... از بین ببرش

سرکش ترین کلمه هوس .... با آن بازی نکن

خودخواهانه ترین کلمه من .... از آن حذر کن

نا پایدار ترین کلمه خشم .... با آن را فرو ببر

بازدارنده ترین کلمه ترس .... با آن مقابله کن

با نشاط ترین کلمه کار .... به آن بپرداز

پوچ ترین کلمه طمع .... آن را بکش

سازنده ترین کلمه صبر .... برای داشتنش دعا کن

روشن ترین کلمه امید .... به آن امیدوار باش

ضعیف ترین کلمه حسرت .... آن را نخور

توانا ترین کلمه دانش .... آن را فراگیر

محکم ترین کلمه پشتکار .... آن را داشته باش

سمی ترین کلمه غرور .... بشکنش

سست ترین کلمه شانس .... به امید آن نباش

شایع ترین کلمه شهرت .... دنبالش نرو

لطیف ترین کلمه لبخند .... آن را حفظ کن

حسرت انگیز ترین کلمه حسادت .... از آن فاصله بگیر

ضروری ترین کلمه تفاهم .... آن را ایجاد کن

اصلی ترین کلمه اطمینان .... به آن اعتماد کن

سالم ترین کلمه سلامتی .... به آن اهمیت بده

بی احساس ترین کلمه بی تفاوتی .... مرقب باش

دوستانه ترین کلمه رفاقت .... از آن سوء استفاده نکن

زیباترین کلمه راستی .... با آن رو راست باش

زشت ترین کلمه دو رویی .... یک رنگ باش

موقرترین کلمه احترام ..... برایش ارزش قایل شو

ویرانگر ترین کلمه تمسخر .... دوست داری با تو چنین کنند

آرام ترین کلمه آرامش .... به آن برس

دست و پا گیر ترین کلمه محدودیت .... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود

عاقلانه ترین کلمه احتیاط .... حواست را جمع کن

سخت ترین کلمه غیر ممکن .... وجود ندارد

مخرب ترین کلمه شتابزدگی .... مواظب پل های پشت سرت باش

تاریک ترین کلمه نادانی .... آن را با نور علم روشن کن

کشنده ترین کلمه اضطراب .... آن را نادیده بگیر

صبور ترین کلمه انتظار .... منتظرش باش

بی ارزش ترین کلمه انتقام .... بگذار و بگذر

ارزشمند ترین کلمه بخشش .... سعی خود را بکن

قشنگ ترین کلمه خوشرویی .... راز زیبایی در آن نهفته است

تمیز ترین کلمه پاکیزگی .... اصلا سخت نیست

رساترین کلمه وفاداری .... سر عهدت بمان

تنهاترین کلمه گوشه گیری .... بدان که جمع همیشه بهتر از فرد است

محرک ترین کلمه هدفمندی .... زندگی بدون هدف روی آب است

هدفمند ترین کلمه موفقیت .... پس پیش به سوی آن



دوشنبه سوم بهمن 1384 :: 22:58 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
گل با گلدون تقديم تو باد

گل با گلدون تقديم تو باد



دوشنبه سوم بهمن 1384 :: 22:51 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

I love NEGIN



دوشنبه سوم بهمن 1384 :: 20:56 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

عاشقت گشتم تو گفتي عاشقان ديوانه اند

                                           عاقبت عاشق شدي ديدي كه خود ديوانه اي

 

 



دوشنبه سوم بهمن 1384 :: 20:32 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
نگین عزیزم

                  تو فرشته ی زمینی من هستی

                                                          خدایا کاری کن که من شرمنده ی این فرشته نشم.



دوشنبه سوم بهمن 1384 :: 19:26 :: نويسنده :

هیچ وقت دل به کسی نبندچون این د نیا  ا ینقدر کوچیکه که توش دو تا دل کنار هم جا نمیشه ولی اگر دل بستی  هیچ وقت ا زش جدا نشو چون این د نیا ا ینقدر بزرگه که دیگه پیدا ش نمیکنی......



شنبه یکم بهمن 1384 :: 23:53 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.


شنبه یکم بهمن 1384 :: 23:51 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.

بهانه

کنار آشیانه تو

                     آشیانه میکنم

فضای آشیانه را

                   پر از ترانه میکنم

کسی سؤال کند برای چه زنده ای

                                 و من برای زندگی

                تو را بهانه میکنم



شنبه یکم بهمن 1384 :: 16:28 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
شيشه

شنبه یکم بهمن 1384 :: 16:17 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
می دونی فاصله بین انگشتا واسه چیه؟!

واسه اینه که یکی اونو برات پر کنه...

پس به دنبال اون کس باش!!

نگين گل و بردار ...



شنبه یکم بهمن 1384 :: 16:15 :: نويسنده : .::: نگیــن و مهدی :::.
او می گوید دوستم دارد آیا باور کنم ؟

او می گوید هنوز امید زندگی او هستم آیا باور کنم ؟

او می گوید بدون من نمی تواند زندگی کند آیا باور کنم ؟

او می گوید من تنها کس زندگی اویم آیا باور کنم ؟



 
درباره وبلاگ

با سلام خدمت همه عزیزان
این سایت در بر گیردنده احساسات و نوشته ها ما ( نگین ، مهدی) می باشد .امید وارم برای شما عزیزان مفید باشد ضمنا استفاده از کلیه عکس ها و نوشته های این وبلاگ برای عاشقان مجاز و آزاد است.
به امید روزی که هیچ پرنده عاشقی تنها نباشد.
برای استفاده کامل از مطالب سایت از آرشیو موضوعی استفاده کنید



منبع کد اهنگ گرگان نت

بهترین ها در گرگان نت