|
عشق من ::: نگین و مهدی :::
دو قدم بیش نیست این همه راه،راه نزدیک شد سخن کوتاه :::صبر،آرامش،تلاش:::
|
|
||
|
نگاه آهو آهو از كجا فهميد، بايد از تو يارى خواست؟ ازپناه تو بايد، سايه اى بهارى خواست؟ آهو از كجا فهمــــــيد، با تو مى شود آرام؟ با نگاه تو آهــــــو، پيش پاى تو شد رام تو به مهربان بودن، شـــهره در زمين بودى مهـربان فراوان بود، مهربان ترين بودى مى دهى نجات از مرگ، آهـــوى فرارى را مى كنى جــدا از او، ترس و بيقرارى را امام عشق یا رب ! ترا قســـم به حــدیث تمام عشق بر واژه واژه یی کـــه بیارد پیام عشق لبریز کن ز عشق سراسر وجــــــــــود ما تا ما همـه سخن بزنیم از کلام عشق تا جمــــــــــــله آشنای محبت شویم زود آهسته تر هدایت ما کن به دام عشق از نفرت و عـــــــــداوت بی پیر خسته ایم ما را رسان به وادی دارالسلام عشق خواهــــــر، برادر و پدر و مادر، همــوطن! با هـــــــم بیا شویم غلامِ غلامِ عشق تبعیض دین ومذهب ورنگ وزبان چیست؟ تا چرخ زنده است، بود زنده نام عشق پس مثل "سائس" همنفسم زود باش زود تکبـــــیر گفته، ایست به پشت امام عشق
با تمام وجودم تقدیم به بهترین شخص توی زندگیم
نگین من، با تمام وجودم دوست دارم.
داشتم دنبال یه متن عاشقانه واسه وبلاگ میگشتم که یهو دلم خواست این بار خودم بنویسم،آخه الان خیلی احساس عاشق بودن میکنم،بیشتر از همیشه. مهدی امروز دیدمت اما دلم تنگه واست،الان با خودت میگی که هیچ جور نمیشه اینو راضی کرد. امروزخیلی روز خوبی بود،با هم بودن خیلی قشنگه ولی حیف که تموم شد. دوست داشتم بازم میدیدمت اما نمیشه،باید صبر کنم. بیشتر واسه این میخوام ببینمت که دوست دارم امروز رو جبران کنم،حس میکنم امروز از با تو بودن حداکثر استفاده رو نکردم،وقتی پیشتم قدر با هم بودن رو نمیدونم،تا جدا میشیم میفهمم که فرصت تموم شد. فدای اون نگاه کردنات بشم که دلم رو دیوونه میکنه . نمیدونی چه حسی بهم دست میداد وقتی اونجوری نگام میکردی. طاقت نگاهتو نداشتم. خیلی ماهی عزیزم، به خاطر امروز ممنون،روز خوبی بود عشقم خیلی دوستت دارم ماه من،میخوام که بازم زود بیای پیشم به امید دیدن دوباره ی روی ماهت یه بوس گنده به تلافی امروز که دلم میخواست بوست کنم
این دل اگر کم است بگو سر بیاورم
یا امر کن که یک دل دیگر بیاورم خیلی خلاصه عرض کنم: دوست دارمت ... (دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم) از کتف آشیانهای خود برای تو باید که چند جفت کبوتر بیاورم از هم فرو مپاش، برای بنای تو باید بلور و چینی و مرمر بیاورم وقتش رسیده این غزل نیمهسوز را از کورههای خودخوریام در بیاورم سید مهدی موسوی
وقتی میگویم دوستت دارم شاید تصور کنی تنها چند واژه ی ساده را در کنار هم گذاشته ام و جمله ای را بیان کرده ام اما... این تنها یک جمله نیست ! دنیای لبریز از رویا های سبز و سرخ ! همین جمله کوتاه ! آری همین چند واژه خود کتابیست سر شار از معنا ! دوستت دارم یعنی بی حضور تو زندگی برایم بی معناست بی تو دنیای من به سردی می گراید و چشمانم پراشک میگردد ! دوستت دارم یعنی قلب من منزلگاه توست و وجودم سرزمینی که تخت پادشاهی را تنها لایق تو می دانم سیب سرخ خدا که عکس گرفت ازتو من بهانه شدم و در محـــــــــــبت تو؛ شاعر زمانه شدم ز پرده ی تو کـه دیشب به ساز آمده بود سرود عشق شنــیدم، خودم ترانه شدم به آرزوی نفس هــــــای گرم گرم تن ات شهید گشتم و مشهور صد فسانه شدم برای صید تو چـــالی زدم، ولی افسوس خــــــــودم شکار دل داغ عاشقانه شدم برای چــــــک زدن سیب سرخ لب هایت گرسنه بودم وبی صبر وخودسرانه شدم چقــــــدر صبر کنم، لیلی هرکجا هستی بیا که در عــــدم ات، ناله ی شبانه شدم به مثل "سائس" دلباخـــــــــــته بیا بنگر که در فضای دو چشم تو عاشقانه شدم
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد مادر مادرم ای چشـمه ی لطف روان مادرم ای واژه ی عشـــق جهان در رضای تو شود خوشنــود حق ای تو نور دیده ی هر انس و جان من که دردامان مهرت گشته ام از طفولی تا به حــــــــالا شادمان کی توانم مـــــــدح اوصافت کنم خالقت اوصـــــــــاف تو کرده بیان ای که گفتا ذات حق در وصف تو زیر پای تو؛ بهــــــــــشت جاودان "سائست" باشد دعا گو صبح و شام تا قـــــــــــــــــــیامت نام تو ورد زبان
مرا ببخش مرا ببخش نگارا، به لحظـــــه های دگر که سرزد از منِ مسکین، جوانه های دگر مرا ببخش به حــــــــــقّ محبت عشاق که شرمسـار تو هستم ز کِـرده های دگر مرا ببخـش که دل، سخت سـوزد، ازغم تو چـــو در دل تو زدم، زخــم تیشه های دگر هـــــزار سال تو باشی و از خدا خواهم بقایِ عمــــــــــــــــر ترا تا زمانه های دگر قسم به حقّ خـداوندِ عشق وخالق عشق که غـیر تو به دلم نیست ریشـه های دگر تویی که مذهب عشق من ازتو رنگ گرفت بیا، بیا! کـــــه کنم بر تو، سجـده های دگر سخن خلاصــه نما "سائسا" به دوست بگو که جامِ عشق تو دارد، چه نشه های دگر!
امروز ......مثل دیروز......مثل فردا......مثل هر روز و همیشه در فکر تو بودم......در فکر تو هستم.......در فکر تو خواهم بود! می اندیشم به تو......به بزرگی ات.....به مهربانیت.....به خوشبختیمون......به عشقمون.....و به زندگیمون! و تو یعنی خوبی.....پاکی.....مهر.....شور.....بزرگی.....عشق تو یعنی بودن.....عاشق بودن تو یعنی یک بغل دلواپسی عاشقانه تو یعنی وسعت یک کهکشان مهر و من یک"دوستت دارم"به وسعت همیشه!
|
درباره وبلاگ
![]() با سلام خدمت همه عزیزان این سایت در بر گیردنده احساسات و نوشته ها ما ( نگین ، مهدی) می باشد .امید وارم برای شما عزیزان مفید باشد ضمنا استفاده از کلیه عکس ها و نوشته های این وبلاگ برای عاشقان مجاز و آزاد است. به امید روزی که هیچ پرنده عاشقی تنها نباشد. برای استفاده کامل از مطالب سایت از آرشیو موضوعی استفاده کنید آرشيو وبلاگ
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
||